مقالات

بیماری های طیور

 

آنفولانزا

اين توصيه ها فقط هنگامى که بيمارى شديد باشد و کنترل آن مشکل مى باشد مورد نياز هستند .
گرفتن نمونه هاى خون وتنفسى بطور مرتب براى چک کردن عفونتهاى باکتريايى احتمالى مورد نياز مى باشد . استفاده از درمان آنتى بيوتيکى به صورت تزريقى را نيز بايد در نظر داشت . از آمانتيدين يا ريمانتيدين استفاده نکنيد بدليل خطر افزايش موتاسيون انتخابى در جهت مقاومت ويروسى با توانايى جهانى شدن . نتايج اوليه که توسط مراکز مختلف بهداشت جهانى بدست آمده پيشنهاد مى کند که ويروس آنفولانزاى A (H5N1) که اخيراُ از انسانها جدا شده اند نسبت به آمانتيدين وريمانتيدين مقاوم مى باشند .
پرهيز از تجويز ساليسيلاتها (مانند آسپيرين) در بچه هاى زير 18سال بدليل ريسک سندرم reye .
استفاده از paracetamol يا ibuprofen با هم بصورت خوراکى يا شيافت براى کنترل تب.
تعديل کنندهاى سيستم ايمنى مانند کورتيکواستروئيدها بايستى بيمارى آنفولانزاى طيور (قسمت اول)
تاريخچه :
اين بيمارى که سبب مرگ ومير بالايى در پرندگان عفونى مى شود (7) براى اولين بار در سال 1878 ،بيش از صد سال پيش در ايتاليا شناخته شد (1) . تا اوائل سال 1901 نشان داده شد که ميکروارگانيسم عامل اين بيمارى يک ويروس مى باشد اما هنوز تا سال 1955 ارتباط بين اين بيمارى و ديگر ويروسهاى ملايم جدا شده از پرندگان با ويروسهاى آنفولانزايA پستانداران مشخص نشده بود(براى اولين باردردهه930 ) .(7) 
آنفولانزاى مرغى در ايالت متحده در سال 25 ـ 1924 شايع شد و در سال 1929 دوباره اين شيوع رخ داد در حالى که هر دوبار ريشه کن شد .(1)
يک پاندمى بزرگ از آنفولانزاى مرغى بسيار پاتوژن در شمال شرقى ايالت متحده در سال 84 ـ 1983 رخ داد . بيش از دو سال وقت و70 ميليون دلار هزينه براى ريشه کنى آن صرف گرديد و بطور تخمينى 17ميليون پرنده طى برنامه ريشه کنى معدوم شدند .(1)
فقط ويروسهاى آنفولانزاى تيپ A بعنوان عوامل طبيعى عفونت زائى در پرندگان شناخته شده بودند در حالى که 9 تحت تيپ NA و15 تحت تيپ HA از آنفولانزاى تيپA که به احتمال خيلى زياد به صورت ترکيبى با هم مى باشند از گونه هاى مختلف پرندگان جدا شده اند . (7 )
ايالت متحده هيچ شيوع وسيعى از سال 1986 نداشته است اگر چه سويه هاى کم پاتوژن در حال حاضر وجود دارند وخسارات قابل توجه اى نيزبه بارمى آوردند.(1 )
در سال 97 ـ 1996 تعدادى از مزرعه هاى تخم گذار در مناطق لبانون و لنکستر تيتر PA آنها براى آنفولانزاى مرغى H7N2 مثبت شد . اين سويه براى جوجه ها غير بيمارى زا بود ولى داراى اثرات وسيع مخرب برروى صنعت طيور بود . (1 )
در سال 1994 يک شيوع آنفولانزاى مرغى در مکزيک رخ داد که به صورت ملايم و خفيف شروع شد اما در اثر موتاسيون به يک ويروس کشنده تبديل شد وسبب تلفات سنگينى در گله طيور گوشتى گشت . (1 )
يک سناريوى مشابه در شمال شرقى ايالت متحده در اواسط 1980 رخ داد .(1 )
سرو تايپ بسيار پاتوژنى که سبب شيوع در سالهاى 84 ـ 1983 در ايالت متحده و مکزيک گرديد H5N2 نام داشت . (1 )
از نظر تاريخى ، سروتايپهاى H5 و H7 با بيمارى هاى با حدت بالا در طيور همراه هستند . (1 )
پرندگان وحشى :
اولين جداسازى ويروس آنفولانزاازپرندگان شکارى درسال1961 از پرستوهاى معمولى (stema hirundo) 
در جنوب آفريقا صورت گرفت ، اما تا اواسط دهه1970 هيچ گونه تحقيق سيستماتيکى برروى آنفولانزا در پرندگان شکارى انجام نگرفت بود . شواهد نشان مى دهند که مخازن مهم ويروسهاى آنفولانزا پرندگان شکارى مى باشند و ويروس مى تواند در اين جمعيت ها پايدار بماند . (7 )
پرندگان قفسى :
از سال 1975 زمانى که اولين جداسازى از پرندگان قفسى به ثبت رسيد مشخص شد که تمامى نمونه هاى جداشده از پرندگان قفسى بطور عمده از تحت تيپ H3 و H4 
مى باشند . ويروسهاى آنفولانزاى مرغى بطور عمده از گونه هاى گنجشکيان جدا 
مى شوند و به ندرت گونه هاى طوطى سانان (psittacin) را درگير مى سازند . (7 )
گر چه در صورت وجود ويروسهاى آنفولانزا در پرندگان يک منطقه موقع خروج آن از کشور حتى تا سالها بعد ازجدا نشدن ويروس ازآن منطقه پرندگان رادرقرنطينه براى مدت دوره کمون تحت مراقبت نگه مى دارند.(7 )

مثالهاى تأئيدشده اى از عفونت هاى انسانى با ويروسهاى آنفولانزا از سال 1997:
1997 : در هنگ کنگ ، آنفولانزاى مرغى تيپA (H5N1) هم جوجه ها هم انسانها را عفونى ساخت ، اين اولين بارى بود که ويروس آنفولانزاى مرغى مستقيماُ از پرندگان به انسان منتقل مى شد .
طى اين شيوع 18 نفر بسترى شدند و 6 نفر از آنها از بين رفتند . براى کنترل شيوع مسئولين تقريباُ 5/1 ميليون جوجه را از بين بردند براى اينکه مخزن ويروس را از بين ببرند. دانشمندان نشان دادند که ويروس ها ابتدا از طريق پرندگان در ميان انسانها شايع شدند وانتقال شخص به شخص کمتر مورد توجه مى باشد . (1 )
احتمال پاندميک شدن يک آنفولانزاى مرغى :
تمامى ويروسهاى آنفولانزا توانايى تغيير را به طور بالقوه دارا مى باشند . اين مسئله احتمال دارد که ويروس آنفولانزاى مرغى تغيير پيدا کند و توانايى آلوده ساختن انسان را پيدا کند و براحتى از شخص به شخص منتقل شود . بدليل اينکه اين ويروسها به طور معمول انسانها را عفونى نمى سازند باعث شده که در ميان جمعيت انسانى هيچ مصونيتى يا به ميزان خيلى کمى مصونيت در برابر آنها وجود داشته باشد . اگر يک ويروس آنفولانزاى مرغى قادر باشد انسانها را آلوده سازد وبراحتى از شخص به شخص منتقل شود يک پاندمى آنفولانزا مى تواند پيش آيد . پاندمى هاى گذشته آنفولانزا سبب مرگ ومير وخسارات اقتصادى بالايى شده اند .
در قرن بيستم 3 پاندمى رخ داده است :
1-1919 ـ 1918 : آنفولانزاى اسپانيايى : A(H1N1) ، سبب بالاترين مرگ ومير شده بيش از 500000 نفر در ايالت متحده و 20 تا 50 ميليون نفر احتمالاُ در تمام دنيا از بين رفتند . تعداد زيادى در همان روز اول بعد از عفونت وبقيه از عوارضى که خيلى زود ظاهر مى شدند در گذشتند . تقريباُ نيمى از آنها جوان و بالغين سالم بودند .
2-1958 ـ1957 : آنفولانزاى آسيايى : A(H2N2) سبب حدود 70000 مرگ ومير در ايالت متحده شده است . اولين بار در کشور چين در اواخر فوريه 1957 شناسايى شد وآنفولانزاى آسيايى تا ژوئن 1957 در ايالت متحده منتشر شد .
3-1969 ـ 1968 : آنفولانزاى هنگ کنگى : A(H3N3) سبب به طور تخمينى 34000 مورد مرگ ومير در ايالت متحده گرديد . اين ويروس اولين بار در هنگ کنگ در اوائل 1968 شناسايى شد وتا اواخر سال به ايالت متحده سرايت کرد . تيپ A(H3N3) هنوز تا امروز نيز در چرخش است . وقتى که يک پاندمى آنفولانزاى ويروسى پديد مى آيد آن ويروس در ميان جمعيت هاى انسانى مستقر مى گردد و براى سالها به چرخه زندگى خود ادامه مى دهد . مرکز کنترل بيمارى هاى US و سازمان بهداشت جهانى داراى برنامه هاى وسيعى براى نشان دادن ميزان فعاليت آنفولانزا در تمام دنيا مى باشند که شامل رسيدگى سريع به سويه هاى ويروسى که احتمال پاندميک شدن آنها وجود دارد مى باشد . 
ديگر مثالهاى تأئيد شده از عفونت آنفولانزاى مرغى در انسانها :
1999 : در هنگ کنگ ، مواردى از آنفولانزاى مرغى A تيپ (H9N2) در دو کودک تأئيد شد که هر دو بيمار بهبود يافتند و موارد ديگرى تأئيد نشد . شواهد دال بر اين است که طيور منبع عفونت بودند و راه اصلى انتقال از پرنده به انسان بوده است . اما احتمال انتقال فرد به فرد نيز هنوز باقى مى ماند . موارد ديگرى از عفونت با H9N2 از mailand چين در طول سالهاى 1998 تا 1999 گزارش شد . (1 )
2003: آنفولانزاى مرغى تيپ A (H7N7) در ميان کارگران مرغدارى وخانواده هايشان در نيدرلند طى شيوع آنفولانزا در مرغدارى ها شايع شده بيش از 80 مورد بيمارى گزارش گرديد ، (علائم به صورت عفونت چشمى به همراه علائم تنفسى بود) و يک بيمار از بين رفت . شواهدى نيز ازانتقال فرد به فرد وجود داشت . (1 )
2003 : عفونتH9N2 در يک کودک در هنگ کنگ تأئيد گرديد . کودک بسترى شد اما بهبود يافت . (1‌ )
همچنين ويروسهاى آنفولانزا که مسئول پاندميک هاى 1957 و 1968 بودند بوسيله نوترکيبى ژنتيکى بين انسان و ويروسهاى مرغى پديد آمدند .
همزمان با اولين گزارش انتقال داخل گونه اى ويروسهاى خوکى به انسان در سال 1974 ، موارد اسپوراديک آن از انسان جدا شد و بيشترين ميزان عفونت در سربازان عفونى در اپيدمى fort dix در ايالت متحده در سال 1976 گزارش شد . (4 )
متعاقباُ ، ويروسهاى نوترکيب آنفولانزاى خوکى به نام ويروس آنفولانزاى مرغى ـ انسانى A H3N2 نشان داده شد که مسئول دو مورد آنفولانزا در بچه هاى کم سن و سال در netherland در سال 1993 بود . اين ويروسهاى نوترکيب داراى ژنهاى شبه مرغى بودند که پروتئين هاى داخلى را کد مى کردند و ژنهاى شبه انسانى HA و NA را داشتند .
مقدمه : 
ويروسهاى تيپ A آنفولانزا مى توانند تعدادى از رده هاى حيوانى را شامل : پرندگان، خوکها ، اسبها ، فک و والها را عفونى سازند . ويروسهاى آنفولانزائى که پرندگان راعفونى مى سازند ويروسهاى آنفولانزاى مرغى ناميده مى شوند.پرندگان بخصوص داراى اهميت ويژه اى هستند به دليل اينکه تمامى تحت تيپهاى آنفولانزايA در ميان پرندگان وحشى که ميزبانهاى طبيعى و با اهميت و مورد توجه اين ويروسها 
مى باشند در چرخه اند . آنفولانزاى مرغى بطور معمول مستقيماُ انسانها را عفونى 
نمى سازند يا اينکه داراى چرخه زندگى در ميان انسانها نمى باشند . (1 )
آنها را مى توان بر اساس قدرت بيماريزائيشان به دو گروه مجزا دسته بندى کرد . ويروسهاى بسيارپاتوژن مسبب طاعون پرندگان که امروزه بخش ويروسهاى آنفولانزاى بسيار پاتوژن را تشکيل مى دهند (HPAT) که در آن ميزان مرگ ومير ممکن است تا 100% برسد . اين ويروسها به تحت تيپهاى H5 و H7 محدود مى شوند اگر چه تمامى ويروسهاى اين تحت تيپها سبب HPAI نمى شوند . تمام ويروسهاى باقى مانده باعث بروز بيمارى ملايم و ابتدائى تنفسى مى شوند که ممکن است بوسيله ديگر عفونتها يا وضعيت هاى محيطى تشديد گردد .(7 )
ويروسهاى آنفولانزا تيپ A بر اساس پروتئين هاى سطحى شان يعنى هماگلوتينين (HA) و نورآمينيداز (NA) تقسيم بندى مى شوند . تعداد 15 تا تحت تيپ HA و 9 تا تحت تيپ NA وجود دارد . تمامى گروهها مى توانند در پرندگان يافت شوند ولى فقط 3 زيرگروه از HA ) H1وH2 وH3 ( و دو زير گروه از NA (N1 N2) داراى چرخه زندگى در ميان انسانها هستند . (1 )
آنفولانزاى مرغى معمولاُ پرندگان وحشى را بيمار نمى سازد ولى مى تواند پرندگان اهلى را شديداُ بيمار ساخته وآنها را بکشد . بطور معمول انسانها را عفونى نمى سازند ليکن تعدادى از مثالهاى عفونتهاى انسانى و شيوع در ميان آنها از سال 1997 گزارش شده است .
هنگامى که چنين عفونتهايى رخ مى دهد مسئولين بهداشت جهانى نشان داده اند که وضعيت و نشانه هاى بالينى بيمارى به آنفولانزاى مرغى نزديک مى باشد و اين مى تواند بطور بالقوه باعث انتشار وسيع عفونت در ميان انسانها گردد .(1 )
امروزه قوانين وسيع حفظ امنيت زيستى از انتشار ويروس به ايالت متحده و کشورهاى همسايه جلوگيرى مى کند . تلاشهاى محققان مستقيماُ برروى اينکه چگونه و چرا ويروسهاى پاتوژن تبديل به ويروسهاى بسيار پاتوژن و خطرناک مى شوند متمرکز مى باشد .(1 )
اين ويروسها داراى RNA ,envelop تک رشته اى منفى که به تايپهاى A وB وC طبقه بندى مى شوند هستند.(4)
ژنوم ويروس آنفولانزاى A شامل 8قطعه RNA تک رشته اى مى باشد که حداقل 10محصول ژنى راکد مى کند .
ماهيت سگمنته ژنوم باعث نوترکيبى ژنها هنگامى که سويه هاى مختلف يک ميزبان راعفونى مى سازد مى شود.
نوترکيبى ژنتيکى ، که منجر به توليد تغييرات آنتى ژنيک در انسانها مى شود به عنوان شيفت آنتى ژنيک شناخته مى شود . تعدادى از چنين شيفتهاى آنتى ژنى تاکنون رخ داده است . براى مثال ، پاندمى وخيم آنفولانزا در 1918 و 1920 بدنبال خود شروع يک عفونت ويروسى در انسانها را با يک ويروس شبه مرغى به نام H1N1 به همراه داشت و مثالهاى ديگر که در تاريخچه ذکر شده است .(4 )
انتقال ويروسهاى کاملاُ مرغى بطور مستقيم ، بدون هيچ ميزبان واسطى مانند خوک تصور مى شود که بوسيله رسپتورهاى اختصاصى سلولهاى انسانى تعيين گردد . ليکن ، عفونت انسانها با ويروسهاى آنفولانزاى A مرغى امروزه مستند و ثابت شده است .(4)
مثلاُ تمامى 8 قطعه ژنوم ويروس H5N1 جدا شده از انسانها در سال 1997 منشأ مرغى داشتند و 8 قطعه ژنوم H9N2 جدا شده در سال 1999 نيز مرغى بودند که 6 قطعه ژنى آن که ترکيبات داخلى را کد مى کردند مشابه آنهايى بودند که در سال 1997 در ويروس H5N1 جدا شده از انسان و مرغ مشاهده شده بودند .(4)
اگر چه اين گونه انتقال هاى بين گونه اى غير معمول مى باشد اما کاملاُ مشخص شده که براى شناسايى زود بهنگام ميکروارگانيسم مسئول بيمارى ضرورى مى باشد . تشخيص سريع و تعيين خصوصيت ويروسهاى آنفولانزا براى مقايسه واريانتهاى جديد با سويه هايى که اخيراُ در چرخش مى باشند و نيز با سويه هاى واکسن ضرورى مى باشد . (4)
براى اين هدف ، ويروسهاى آنفولانزايى که در آزمايشگاههاى تشخيصى جدا 
مى شوند بطور روتين براى بررسى ژنتيکى و آنتى ژنيکى به آزمايشگاه رفرنس فرستاده مى شوند . (4)
گليکوپروتئين هماگلوتينين ويروس آنفولانزا بعنوان يک پيش ساز توليد مى شود (HAO) که نياز به شکستن بعد از ترجمه توسط پروته آزهاى ميزبان جهت فعال شدنش دارد . پروتئين هاى HAO پيش ساز دسته کم پاتوژن آنفولانزاى مرغى داراى يک اسيد آمينه آرژنين در محل برش مى باشند و فقط توسط پروته آزهاى ميزبان مانند آنزيم شبه تريپسين محدود مى شوند بنابراين به همانند سازى در محل هايى از بدن که اين آنزيمها يافت مى شوند محدود ميگردد ، مثل دستگاه تنفسى و روده اى . ويروسهاى HPAI داراى اساس چند آمينواسيدى (آرژنين و ليزين ) در محلهاى برش HAO هستند و بوسيله آنزيم منحصر بفرد پروته آزى اين ويروسها قادر هستند در ميان پرندگان همانند سازى کنند به ارگانهاى حياتى و بافتها آسيب برسانند که منجر به بيمارى و مرگ مى شوند . (7)
مشخصات آنفولانزاى مرغى در پرندگان :
بطور عمده پرندگان آبزى بعنوان ميزبانهاى اصلى اين ويروسها را در روده و ترشحات آن دارا مى باشند . طيور آلوده ويروس را از طريق بزاق ، ترشحات بينى و مدفوعشان دفع ژمى کنند . آنفولانزاى مرغى در ميان پرندگان مستعد هنگامى که آنها با ترشحات پرندگان آلوده تماس پيدا مى کنند منتشر مى شود اما در هر حال انتقال دهانى ـ مدفوعى شايع ترين مدل انتشار مى باشد .
بيشتر ويروسهاى آنفولانزا باعث بروز علائمى در پرندگان وحشى نمى شود يا اينکه فقط علائم خفيفى ايجاد مى کنند . البته ميزان بروز علائم درانواع پرندگان بسيار متفاوت مى باشد وبستگى به سويه ويروس و نوع پرنده دارد. عفونت با ويروسهاى اصلى آنفولانزاى A ( براى مثال تعدادى از سويه هاى H5 وH7 ) مى تواند باعث شيوع گسترده بيمارى ومرگ ومير در ميان تعدادى از پرندگان وحشى و بخصوص پرندگان اهلى مانند جوجه ها و بوقلمون مى شود.
علائم آنفولانزاى مرغى در انسان :
علائم گزارش شده داراى طيفى از علائم آنفولانزاى تيپيک (براى مثال تب ، سرفه ، گلودرد ودرد ماهيچه ) تا علائم چشمى ، پنومونيا ، اختلالات حاد تنفسى ، پنومونيا ويروسى ، و ديگر عوارض تهديد کننده سلامت مى باشد . (1)
انتقال :
پرنده آلوده ويروس را در مدفوع و ترشحات مجراى بينى دفع مى کند . تصور 
مى شود که گله هاى بهبود يافته نيز ويروس را البته به ميزان کمترى نسبت به گله هاى با بيمارى حاد دفع کنند .
مرغ هاى وحشى واهلى جزء اولين مخازن ويروسهاى آنفولانزا هستند . مرغابى وحشى معمولاُ علائم کلينيکى را نشان نمى دهد ولى مى تواند براى مدت طولانى ويروس را حمل کند . بعلاوه ، مرغابى مى تواند با بيش ازيک نوع ويروس عفونى گردد . تعيين تايپها با اين مشکل همراه است که آنتى بادى قابل جداسازى در خون اين پرندگان بعد از در معرض قرار گرفتن يافت نمى گردد . ويروس آنفولانزاى موجود در آب و مواد معدنى ,آلى ، درياچه ها و استخرها توسط مرغابى هاى عفونى دوباره وارد چرخه مى شود . مخلوط شدن اين پرندگان با مرغابى هاى پرورشى يکى از فاکتورهاى دخيل در بروز تعدادى از همه گيرى ها مى باشد .
ويروس آنفولانزاى مرغى مى تواند براى مدتهاى طولانى در دماهاى معتدل زنده باقى بماند. ودر موارد فريز شده نيز براى مدت نامحدود زنده باقى مى ماند .
بنابراين بيمارى مى تواند از طريق دفع غلط اجساد وکود ويا ديگر محصولات طيور منتشر گردد .
همچنين اين بيمارى مى تواند براحتى توسط مردم و وسايل آلوده به ويروس آنفولانزا منتشر گردد . اين ويروس مى تواند برروى کفش هاى آلوده ، لباسها ، صندوق ، کارتن هاى تخم مرغ ، حاملين وديگر تجهيزات انتقال پيدا کند.تمام محل هاى مزرعه طيور آلوده بايستى مورد توجه قرار گيرند وبطور کامل تميز وضد عفونى شوند ، قبل از اينکه مجوز انتقال به آنها داده شود لباسهايى که در مزرعه آلوده پوشيده شده بايد حتماُ شسته شوند .
حشرات وجوندگان ممکن است بطور مکانيکى ويروس را از پرندگان آلوده به پرندگان مستعد حمل کنند . ويروس آنفولانزاى مرغى از تخم هاى اردک جدا شده است و اين مسئله احتمال انتقال عمودى يا vertical را مطرح مى سازد اگرچه بطورتيپيک ويروس جنين تخم مرغ رامى کشد . شواهد کم و ناچيزى ازعفونت جوجه با منشأتخم در دست مى باشد . ولى سطح پوسته تخم مرغها مى تواند با ويروس آلوده شود در نتيجه يک راه انتقال محسوب مى شود .
ويروس آنفولانزاى مرغى بکرات از پرندگان وارداتى سالم جداشده است . اين پرندگان آلوده يک خطر بالقوه براى پرندگان قفسى ، وحشى و گله هاى طيور پرورشى محسوب مى شوند . مغازه هاى فروش پرندگان زنده يک مخزن عفونت مى باشند . اين مغازه ها اغلب انواع پرندگان خانگى و زينتى را مى فروشند و به ندرت اين محل ها تميز يا ضد عفونى مى شوند . (1)
اين سيستم که انواع مختلف طيور استرس ديده را با هم مخلوط مى سازد يک عامل کليدى در شيوع آنفولانزا در تجارت طيور مى باشد .
صاحبان مرغداريها خود اولين خط دفاعى براى شناسايى شيوع آنفولانزاى مرغى هستند . اگر پرندگان در نشان دادن علائم آنفولانزاى مرغى پيشرفت کردند بايستى بلافاصله به سازمانهاى مسئول اطلاع دهند . (1)
پيشگيرى :
برنامه واکسيناسيون ، مراقبت سخت در طول مدت دوره چهل روزه پرورش طيور براى کنترل فرمهاى خفيف بيمارى در گله هاى مرغى و اردکها مورد استفاده قرار 
مى گيرد . اما در مورد بيمارى هاى کشنده تر مراقبت سخت درطول دوره وجداسازى جوجه هاى آلوده تنها روش مؤثر در متوقف کردن آنفولانزاى مرغى مى باشد. 
موفقيت در چنين برنامه هايى بستگى به همکارى کامل و حمايت دولت از صنعت طيور دارد .
با شناخت اين مسئله که مخزن آنفولانزاى مرغى مرغابى هاى وحشى مى باشند هر کوششى بايد بر اساس جلوگيرى از تماس مستقيم و غيرمستقيم بين پرندگان خانگى و 
مرغابى هاى وحشى طرح ريزى گردد .(2)
WHO (سازمان بهداشت جهانى) و مديريت عفونتهاى انسانى از طريق کنترل آنفولانزاى A(H5N1) 
اين راهنمايى ها بر اساس اطلاعات موجود از عفونتهاى آنفولانزاى انسانى A (H5N1) که از تجربيات بدست آمده از شيوع 1997 در هنگ کنگ يک منطقه اختصاصى ادارى از چين و از گزارشات اوليه از موارد اخير در تايلند و ويتنام استخراج شده است . همانطور که اطلاعات بيشتر بدست مى آيد اين راهنمايى ها نيز بطور مناسب تغيير پيدا مى کند .(2)

توجه :
مفهوم اوليه کنترل عفونت رعايت احتياط براى به حداقل رساندن انتشار تنفسى بيمارى مى باشد .
مديريت مناسب براى پيشگيرى از بيمارى حاد ومرگ ومير 
شناسايى زود هنگام و دنبال کردن افرادى که در رسيک ابتلاء هستند . به منظور درمان آنها با داروهاى ضد ويروسى براى کاهش ميزان مرگ وميرو انتشار بعدى بيمارى .
هشدارهاى عمومى :
کنترل عفونت موجود شامل به کار بردن احتياط هاى استاندارد براى تمام بيمارانى که به بيمارستان مراجعه مى کنند مى باشد .
اگر که تشخيص آنفولانزاى A (H5N1) بر اساس علائم بالينى داده شود بايستى احتياطهاى اضافى تا موقعى که تشخيص رد شود رعايت گردد . 
در آن کشور ها وسرزمين هايى که ويروس هاى آنفولانزاى A(H5N1) بعنوان يک عامل بيمارى زائى در جمعيت هاى حيوانى شناسايى شده است ، تشخيص آنفولانزاى H5N1 بايستى با ديگر بيماريهاى حاد تنفسى تمايز داده شود . اشخاصى که هم با طيور بيمار وهم با طيورى که از بيمارى تلف شده اند در تماس هستند در معرض ريسک ابتلاى بيشترى هستند . 
کشور ها يا سرزمين هايى که بطور تجربى با شيوع آنفولانزاى مرغى با بيماريزايى بالا مواجه هستند بايستى افرادى که در بخش بهداشت و پزشکى کار مى کنند با واکسن فصلى نو ترکيب سازمان بهداشت جهانى واکسينه شوند . بطور منطقى اين موضوع سبب کاهش فرصت ايجاد عفونت در انسانها توسط ويروس آنفولانزاى مرغى مى شود ولى درعوض،فرصتى را براى بازآرائى وظهورآنفولانزاى جديد با قدرت جهانى شدن پديد
مى آورد.(3)
- کنترل عفونت و پيشگيرى از انتشار تنفسى آنفولانزاى :A (H5N1)
انتقال آنفولانزاى انسانى بوسيله قطرات و ذرات منتشر در هوا صورت مى گيرد . انتقال توسط تماس مستقيم و غير مستقيم نيز شناسايى گرديده است . ليکن در طول سال 1997 آنفولانزاى A (H5N1) در انسانهادر SAR هنگ کنگ ، رعايت احتياط هاى مربوط به انتشار قطرات و تماس مستقيم بطور موفقيت آميز از انتشار بيمارى جلوگيرى کرد .
بدليل درصد بالاى مرگ ومير بيمارى و احتمال موتاسيون ويروس که باعث انتقال فرد به فرد شود سازمان بهداشت جهانى استفاده از ماسکهاى بسيار مؤثر به منظور رعايت احتياط هنگام تماس و برخورد با قطرات معلق توصيه کرد . بعلاوه اگر که يک اطاق با فشار منفى در دسترس باشد بهتر مى باشد . (3)
ايزوله کردن بيمار در يک اتاق ، اگر که يک اتاق جداگانه در دسترس نباشد بيماران بايستى به طور جداگانه در يک بخش يا اتاق مجزا بسترى شوند . تختها بايستى يک متر با هم فاصله داشته باشد و بهتر است که تختها بوسيله يک سد فيزيکى مثل پارتيشن از هم مجزا گردند .
مناسبترين روش براى محافظت اشخاصى که وارد اتاق مى شوند استفاده ازگان ، ماسکهاى بسيار قوى ، محافظ صورت يا عينک و دستکش مى باشد . تعدادمحدودى از کارکنان سازمان بهداشت جهانى (HCW) که داراى تماس مستقيم با بيماران بودند نبايستى با بيماران ديگر برخورد کنند . (3)
تعداد ديگرى از کارمندان بيمارستان (مانند نظافت چى ها و پرسنل آزمايشگاه) که با محيط اين بيماران در تماس هستند همچنين بايستى محدود گردند .
بايستى از HCW ها (پرسنل بيمارستان ) که در تماس با بيماران هستند خواسته شود که روزانه دوبار دماى بدنشان راچک کنند وهرگونه تبى را به مسئولين بيمارستان گزارش دهند . يک HCW که داراى تب بالاى 37c است و در تماس مستقيم با بيماران بوده است بلافاصله بايستى درمان شود .
راهکارهاى پيشگيرانه بعد از در معرض قرار گرفتن (براى مثال: داروهاى خوراکى oseltamivir به ميزان روزانه 7mg براى 7روز) براى پرسنل بيمارستانى که احتمال تماس با ترشحات افراد بيمار برايشان وجود دارد توصيه مى شود HCW هايى که حال عمومى خوبى ندارند نبايستى با بيماران در تماس مستقيم باشند چرا که آنها آسيب پذير هستند و ممکن است که وقتى که در معرض ويروس H5N1 قرار گيرند بيمارى حاد ترى را روى کاربياورند .(3)

بيمارى آنفولانزاى طيور (قسمت دوم) مديريت بيماران :
گرفتن نمونه خون ودستگاه تنفس و ارسال به آزمايشگاه براى تست آنفولانزا و ديگر عفونتهايى که علائم بالينى مشترک دارند . 
درمان با اينهيبيتور نورآمينيدازها مانند oseltamivir (بصورت 75mg خوراکى ، دوبار در روز) بعنوان اولين مراحل درمان بکار ميرود .
اگر که علائم بالينى ظاهرشد بيمار بايستى در بخشى که قبلاُ توضيح داده شد براى کنترل عفونت بسترى گردد.
اگر که تشخيص داده شد بيمار نياز به بسترى شدن ندارد بايستى به بيمار وخانواده اش ضوابط بهداشت فردى و کنترل عفونت (براى مثال: شستن دستها، استفاده از ماسک کاغذى يا جراحى براى شخص بيمار وپرهيز از تماس جمعى) آموزش داده شود اگر که نياز دارد توسط دارو تحت درمان حمايتى قرار گيرد همچنين بيمار با پزشک معالج توسط تلفن ويا ويزيت شدن در تماس باشد .درمانهاى حمايتى شامل مراقبت از اشباع بودن اکسيژن واستفاده از ذخيره اکسيژن در صورت کم شدن اکسيژن ماسکهاى اکسيژن nebulizer ويا high-air-flowدر سندرم عفونت حاد تنفسى براى پيشگيرى از انتشار تنفسى بکار مى رود .
فقط به موازات عمليات کلينيکى صورت گيرد. پاسخ ايمنى انسان در مقابل آنفولانزاى A (H5N1) هنوز نياز به مطالعات بيشترى دارد .(3)
 

از ribavirin استفاده نکنيد. هيچگونه شواهدى دال بر مؤثر بودن اين دارو بر عليه آنفولانزا وجود ندارد در عوض عوارض ناخواسته مانند آنمى شايع مى باشد و ممکن است که بيمار را بيشتر به مخاطره بياندازد .
براى فهم بهتر الگوى دفع ويروس در انسانهاى عفونى شده با ويروسها A (H5N1) در شيوع آنفولانزا در تايلند وويتنام نياز به مطالعات بيشترى مى باشد . تا اينکه شواهد ديگرى به دست آيد در حال حاضر WHO توصيه کرده است که ضوابط کنترل عفونت تا 7روز بعد از قطع تب ادامه پيدا کند .
مطالعات قبلى برروى آنفولانزا براين امر که کودکان باسن کمتراز 12سال مى توانند براى 21روز پس از شروع بيمارى ويروس را دفع کنند مى باشد . بنابراين ، براى کنترل عفونت بهتر است که کودکان براى اين دوره در محل مراقبت باقى بمانند . کودکان در اين مدت نبايستى به مدرسه بروند .
افرادى که بااين بيماران در تماس مستقيم بوده اند بليستى براى 7روز تحت نظر قرار گرفته شوند ودماى بدن آنها دوبار در روز چک شود اگر که فردى تب بالاتر از 38c و سرفه يا تنگى نفس را نشان داد بايستى بلافاصله درمان شود .(3)
آنفولانزاى مرغى جديد در دانمارک،10000 اردک را ازبين برد .
ويروس A H5N1 در اردکها شناسايى شد .
يک نوع جديد ويروس A آنفولانزا ،H5N1 ، براى اولين بار در اردکهاى دانمارکى شناسايى شد . بدنبال ظهور بيمارى بين 12000 اردک . در يک مزرعه اردک نزديک به شهر salling در jutland دو ويروس شناسايى شدند: يک ويروس عامل Entritis در اردک (DVE) ،که عامل بيمارى بود ويک ويروس آنفولانزاى A .
تمامى اردکها بطور خيلى وسيعى در 10 سپتامبر 2003 درگير بيمارى شدند . ويروس آنفولانزايA از بافت تعدادى از اردکها جدا شد . انستيوسرم سازى statens از RT – PCRطول کامل هماگلوتينين ونورآمينيداز با تعيين توالى روتين که ترجيحاُ بطور مستقيم برروى نمونه ها انجام مى گيرد تا برروى ويروسهاى کشت داده شده استفاده کردند و ژنوتيپ اين ويروس را H5N7 نام نهادند .
اين تايپ قبلاُ هيچ گاه شناسايى نشده بود وبررسى هاى بيشتر هم اکنون برروى آن در حال انجام است . نکته با اهميت اينکه اين ويروس در انسانها تشخيص داده نشده بخصوص در ميان افرادى که با اين اردکها تماس داشتند يا در تعدادى موارد غير مرتبط ويروس آنفولانزاى (H3N2) A در دانمارک از 1 سپتامبر 2003 تشخيص داده شد .12 سويه ويروس آنفولانزاى مرغى (AIV) A از پرندگان وحشى در دانمارک از 1996 جدا شد که هيچ کدام از آنها H5 يا H7 نبود .
پرندگان وحشى مخزن طبيعى آنفولانزاى مرغى هستند (AIV) . اگر چه ويروسهاى کم پاتوژن H5 وH7 وجود دارد ولى تمامى ويروسها با بيمارى زايى بالا يا H5 يا H7 هستند . پاتوژنسيته ويروسهاى AIV H7 و H5 حداقل تا قسمتى وابسته به توالى آمينو اسيدى در محل برش در HA1/HA2 دارد. چنين توالى هاى پاتوژنيکى يافت نشدند . بنابراين اين سويه AIV در گروه ويروسهاى باپاتوژنسيته پائين قرار گرفت . توانايى تغيير پاتوژنسيته مثلاُ طى تکثير در پرندگان يا نوترکيبى در خوکها ويا انسانها شناسايى نشده است . ويروسهاى بسيار پاتوژن AIV از تيپ H5 و N7 اغلب انسانها را درگير 
مى سازند . اين مسئله در سال 1997 در هنگ کنگ رخ داد (H5N1) که 6 نفر از 18 فرد آلوده شده از بين رفتند ودوباره در سال 2003 که يکى از دو فرد آلوده شده مردند ودر سال 2003 در Netherland سويه H7N7 شايع شد که 1 نفر از هر 80 بيمار از بين رفتند . سازمان بهداشت جهانى تصويب کرد تمامى کشورها کميته هاى بين المللى در مورد مديريت اپيدمى هاى آنفولانزا تشکيل گردد .
شبکه هاى آزمايشگاهى نظارتى و روشهاى ژنوتايپ کردن بايستى با کارهاى اين 
کميته هاى بين المللى هماهنگ شود .(6)
ويروسهاى آنفولانزاى مرغى عوامل مشترک بين انسان وحيوان مى باشند که بعنوان يک خطر مداوم سلامت جمعيت هاى انسانى وحيوانى را تهديد مى کند . طى 6 سال گذشته، عفونت انسانها با ويروسهاى آنفولانزاى مرغى از 3 تحت تيپ (H5, H7, H9) بکرات تشخيص داده شده است .(8)
ويروس آنفولانزاى مرغى H7N7 که سبب آنفولانزاى شديد در 225 مزرعه طيور در هلند در سال 2003 شد همراه با عفونت ملتحمه چشم (conjunctivitis) در 347 انسان بود . عفونت با ويروس H7N7 در 87 مورد، مورد تأئيد قرار گرفت ، يک نفر دامپزشک در اثر عفونت جان سپرد . شواهدى از انتقال فرد به فرد ويروس و ايجاد عفونت درخوکها دردست مى باشد . اين شيوع بوسيله جداکردن وقرنطينه کردن طيور عفونى کنترل شد . براى جلوگيرى از پديد آمدن وانتشار ويروس نوترتيب مرغى ـ انسانى کارگران مرغداريها بوسيله واکسن آنفولانزاى انسانى واکسينه شدند وداروى آنتى نورآمينيداز به آنها داده شد .(8)
انتقال آنفولانزاى مرغى H5N1 به انسانها در سال 1997 ثابت کرد که اين ويروس على رغم اينکه ترجيح مى دهدبارسپتورهاى سياليک اسيدمرغى باند شوند توانايى انتقال به انسان رادارد (براى مثال آنهابايک gal 3 و2 × انتهايى لينک مى شوند .)
قبل از 1997، گزارشاتى از عفونتهاى انسانى باH7N7 وجود داشت (معمولاُ باعث عفونت ملتحمه مى شد) ، اما شواهد محکمى دال بر انتقال مکرر ويروسهاى مرغى به انسانها دردست نبود . چگونه ويروسهاى آنفولانزاى مرغى در ايجاد عفونت در پستانداران به طور تصاعدى قوى تر شده اند؟ (متن در مقاله 8)
مقاله شماره (4) :
ارزيابى تلفيق PCR با MOBILITY هترودوبلکس براى تعيين و تشخيص ويروسهاى آنفولانزاى A از انواع حيوانات :
خلاصه :
انتقال ويروسهاى آنفولانزاى A از حيوانات ميزبان به انسان ممکن است به پديد آمدن گونه هاى جديد با همه گيرى جهانى شود . تشخيص زود بهنگام چنين وقايعى در ابقاء ويروسهاى آنفولانزا در درحه اول اهميت قرار دارد . براى تشخيص و تعيين خصوصيت نسبى ويروسهاى آنفولانزاى A از گونه هاى مختلف حيوانات روش توأم RT-PCR و (HMA) heteroduplex mobility طراحى گرديد. نشان داده شد که اين تغيير پذيرى (m) ژن در RT-PCR مى تواند حساس شود و براى تعيين ويروسهاى آنفولانزاى A انسانى و مرغى وخوکى اختصاصى گردد.
قطعات تکثير شده توسط PCR از ويروسهاى انسان ، طيور وخوک از 15 تحت تيپ مختلف،با بين 9/1 و4/21 اختلاف نوکلئوتيدى بوسيله روش HMA تمايز گذاشته شد . 
تعيين توالى ampliconها نشان داد که الگوى تغيير پذيرى هترودوبلکس بااختلاف توالى ها بين DNA مورد آزمايش ورفرنس مرتبط مى باشد . متد تکثيرRT-PCR HMA براى جستجوى سريع نمونه ها با يک پانل رفرنس از منشأ ويروسهاى انسانى ومرغى وخوکى تشخيص داده شد .
ويروسهاى مرغى (A / Hongkong / 1073 / 99) H9N2 که با گونه هاى انسانى واکنش متقاطع داشتند در مقابل panel رفرنس مورد بررسى قرارگرفتند . مشخص شد که محصولات PCRاين سويه بيشترين شباهت را با سويه (A / Quil /Hongkong / GI / 97 ) H9N2 دارد. بررسى توالى ها نشان داد يک اختلاف 101% نوکلئوتيديبين قطعات amplicon مربوط به A / Quil /Hongkong / GI / 97 و A / Hongkong / 1073 / 99 وجود دارد . با توجه به نتايج کار ما ، روش RT-PCR HMA يک راه سريع و حساس براى جستجوى ويروسهاى آنفولانزاى جديدوغيرمعمول 
مى باشد.شناسايى ويروسهاى آنفولانزا معمولاُ شامل رشد ويروس در کشت بافت يا جنين تخم مرغ ، قبل از بررسى تايپها يا ساب تايپها بوسيله ممانعت از هماگلوتيناسيون (HI) مى باشد .
ليکن ، اين کارها وقت مى برد وشناسايى گونه هاى منشأ ويروس ضرورى نمى باشد . به همين دليل ماروش (RT) – PCR براساس ژن ماتريکس (M) توأم با روش هترودوبلکس (HMA) mobility برروى محصولات PCR پايه گذارى کرديم .
پروسه خالص سازى نوکلئيک اسيدهاى ويروس باشناسايى توسطHMA24 تا36 ساعت وقت مى برد و مى توان بطور مستقيم آن را برروى نمونه هاى کلينيکى انجام شود . روش RT-PCR HMA که در اينجا شرح داده مى شود به تشخيص زود به هنگام انتقال داخل گونه اى بين ميزبانهاى انسانى وحيوانى کمک خواهد کرد .
مواد و روشها :
جداسازى ويروس :
ويروسهاى آنفولانزا درحفره هاى آلانتوئيک جنين تخم مرغ رشد مى کند . مايع حاوى مايع آلانتوئيک جداسازى شده ودردماى 70c تا موقع مورد نياز نگهدارى 
مى شود . ويروسهايى که در اين مطالعه استفاده شده اند در جدول شماره 1 ليست 
شده اند .
ويروسهاى /Taiwan/7310/10 ، A/SW/oms/2899/82 ، A/SW/oms/3633/84، /SW/Scotland/410440/94 ، A/SW/hongkong/168/93 ،A/HK/1774/99 و A/HK/1073/99 بوسيله yipu lin و alan hay مؤسسه بين المللى تحقيقات پزشکى در mill hill انگلستان فراهم شد .
جدا سازى A/DUCK/singapor q/f 119-3/97 بوسيله آزمايشگاه دامپزشکى منشعب از مرکز دامپزشکى سنگاپور انجام گرفت . 
ويروس تايپنگ : ويروسهاى آنفولانزا که تايپ مى شوند با استفاده از آنتى سرم موش خرما همانطورى که قبلاُ شرح داده شد انجام مى شد . تمام تستهاى HI با استفاده از HAU 8 از ويروسها و 5% سلولهاى قرمز (vol/vol) turkey انجام گرفت . 
سنتز cDNA وخالص سازى نوکلئيک اسيد :
RNA ويروسى از يک ميزان 150mg از نمونه بوسيله روش باند شدن با گوآنيدينوم تيوسيانات باسيليکا همانطورى که قبلاُشرح داده شد انجام گرفت . rna ويروسى در 30 از نوکئازها وآب آزاد حل مى شود .
RT از RNA به CDNA بوسيله اضافه کردن 2/22 از RNA به 8/17 مخلوط RT حاوى 20Mm Tris-Hcl (PH=8/4) ، 50 Mm ، KCL و 7/5 Mm ، mgcl2 و 3Mm از هر داکسى نوکلئوتيد ترى فسفات و 25ng از پرايمرهاى راندم (pdn6) و 1/6 u از rnasine و2007 از revers transcriptase ويروس لوسمى موشى (moloney) انجام 
مى شود .
اين مخلوط در دماى 20c براى 10 دقيقه انکوبيت مى شود وسپس در 37c براى 45 دقيقه نگهدارى مى گردد . سپس نمونه ها براى 65 دقيقه تا 100c حرارت مى بينند وبعد روى يخ گذاشته مى شوند .
مواد اصلى PCR : توالى هاى پرايمر بدنبال بررسى نواحى حفاظت شده از ژن m مربوط به ويروسهاى آنفولانزاى A بدست آمدند.خصوصيات پرايمرها بانرم افزار oligo primer analysis بررسى مى شوند .جفت پرايمرى که در مايه RT- PCR مربوط به m gene مورد استفاده قرار مى گيرددر جدول شماره 2 آمده است.
پرامر خارجى ،amp71f قبلاُ براى استفاده در يک مايه pcr براى تعيين ويروسهاى آنفولانزاى انسانى طراحى شده است . هر جفت پرايمر در مجاورت مقدار مشخصى از mgcl2 ، نمک و PH انجام مى گيرد. براى PCR اوليه، 20 L از cdna به 80 L مخلوط PCR حاوى 8 L از بافر 10XPCR ((PH : 8/4) tris- hcl , 200Mm و kcl 500ml ) و2/4 l از mgcl2 50mm و 1 l ازهرپرايمر خارجى در l (amp 71f ,amp831r ) 5 pmol/ 
و 6/7/3 l از نوکلئاز – آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلى مراز استفاده مى شود .
دماى اپيتيم براى چسبيدن براى جفت پرايمروحالت چرخشى بااستفاده از يک mastercycler Gradient thermalcyler تعيين مى گردد . تکثير اوليه بوسيله 1 سيکل در دماى 94c براى 2 دقيقه انجام مى شود وبعد با 30 سيکل دناتوره کردن در دماى 94cبراى يک دقيقه دنبال مى شود وتواماُ چسبيدن وطولانى شدن در دماى 68c براى 1/5 دقيقه انجام مى شود . محصولات اوليه تکثير يافته از ويروس هاى رشد کرده برروى تخم مرغ به نسبت 1 در 10000 قبل از تکثير ثانويه رقيق مى کردند . يک مقدار از محصول اوليه (2 l) سپس به 48 l از مخلوط ثانويه pcr حاوى 5 lاز10 xpcr buffr (ph:8/4)tris-hcl ,200mm) و (kcl 500mm و 1 l از مخلوط داکسى نوکلئوزيد ترى فسفات و 1/5 l از 3 l , 50mm mgcl2 ازهر پرايمر داخلى در 25 pmol/ l (amp227f , amp 622r) و 34/2 l از نوکلئاز-آب آزاد و /3 l از DNA, taq پلى مراز اضافه مى کنيم . نمونه ها در دماى 94c براى 1 دقيقه انکوبيت مى شوند وسپس براى 32 سيکل در معرض 94c به مدت 1 دقيقه و60c براى يک دقيقه و72c براى يک دقيقه قرار مى گيرند . 
Amplicon هاى (413bp) بوسيله رنگ آميزى با اتيديوم برومايد قابل رؤيت 
مى شود و متعاقبأ برروى ژل آگارز2% الکتروفور مى شود . جدول شماره 2
-تعيين حساسيت روش (I RT-PCR) تيتراسيون عفونت زايى ويروس :
روش هاى عفونت زايى همانطور که قبلاُشرح داده شدبا تغييرات کوچکى انجام 
مى گيرد . تعداد10رقت (10 -10) 
از ويروسهاى syd/97(h3n2) و DK/sing/97(h5n3) و HK/1073/99(h,n2) در محيط ترانسپورت ويروسى تهيه گرديد . (vtm) ذمان انکوباسيون به 72 ساعت دريک انکوباتور co2 در 37c تغيير پيدا مى کند . سلولهاى کليه سگ madin-darby بوسيله گلوتارآلدئيد5% فيکس گرديدند وپلاکه بوسيله رنگ آميزى با محلول کربول فوشين 5% vol/vol قابل رؤيت شدند .
RT-PCR(ii) : مقدارى ازمحلول تازه وزنده ازهرويروس(100 l) حل شده در vtm در مجاورت عصاره نوکلئيک اسيد و RT-PCR همانطورکه قبلاُشرح داده شد قرارداده 
مى شود .
روش Heterduplex :
متدهاى آناليز hma که قبلاُ شرح داده شد براى مطالعه گونه هاى مشابه ويروس نقص ايمنى انسان تيپ 1 آداپته شدند . براى hma ، 3 l از نمونه محصول pcr با 3 l ازمحصول pcrرفرنس و /3 l از بافر hmaحاوي1 m nacl و 100mm tris (ph:7/8)
و 20mm edta مخلوط مى گردد.
نمونه ها سپس در دماى 95cبراى 2 دقيقه دناتوره مى شوند وسريعاُ تا دماي4c سرد مى شوند . سپس براى 10 دقيقه برروى يخ گذارده مى شوند .سپس بافر(1/3 l) gel loading اضافه مى شود .
برم فنل بلو1% و glycerol و(g x ; tris-boric acid-edta{tbe} , 1% xylen cynol) نمونه ها برروى ژلهاى پلى ساکاريدى غير دناتوره 8% در(nove x TBE ) 1 x TBE براى 50 دقيقه در ولتاژ 200V الکتروفورز مى شوند.همودوبلکس ها وهترودوبلکس ها بدنبال رنگ آميزى ژل با sybr greenII قابل رؤيت مى شوند.
تعيين توالى وبررسى فيلوژنيک : تعيين توالى نوکلئوتيدى amplicon هاى pcr m ژن بااستفاده از روش dye deoxy terminator انجام گرفت .
محصولات PCR m ژن بااستفاده از جفت پرايمر داخلى PCR amp227f و amp622r در 3/2 pmol/reaction تعيين توالى شدند. بررسى فيلوژنيک خوشاندى به دنبال تعيين توالى با استفاده از برنامه magaling4 انجام گرفت .
نتايج :
- تعيين ميزان حساسيت و اختصاصى بودن RT-PCRبراى m ژن: حساسيت تشخيص ويروس آنفولانزايA بوسيله روش RT-PCR براى Mژن با استفاده از سه ساب تيپ ويروس آنفولانزايA به نامهايsyd/97(h3n2) و dk/sing/97(h5n3) و Hk/1073/99(h9n2) انجام گرفت . رقتهاى سريال و متوالى از عصاره ويروسى تازه اين ويروسها در vtm تهيه گرديد. ازهررقتى، نوکلئتيک اسيدها براى سنتز cDNA و PCR جمع آورى شدند. به همين ميزان نيز به ارزيابى عفونت زايى اين روش ازهررقتى گرفته شد که همان روز انجام گرفت در اين الگو ، رقت نقطه پايان براى عفونت زايى ويروس مى توانست مستقيماُ با نقطه پايان تشخيص RNA ويروسى بوسيله RT-PCR مقايسه گردد.
M ژن که براى RT-PCR به کارمى رود 10pfu از ويروسهاى آنفولانزايA (H9N2 , H5N3 , H3N2) درميلى ليتر مى باشد .اين با حساسيت گزارش شده براى تشخيص ويروسهاى آنفولانزايA وB بوسيله روش NESTED RT-PCR بااستفاده از پرايمرهاى اختصاصى براى ژنهاى HAاز ويروسهاى آنفولانزايA وB مى باشد.RT-PCR براى ميزان توانائيش در تشخيص ويروسهاى آنفولانزايA از انواع حيوانات وميزاى اختصاصى بودنش براى ويروسهاى آنفولانزايA مورد آزمايش قرار گرفت .
يک محصولى با اندازه اى که انتظار مى رفت (413bp) هنگامى که ويروسهاى آنفولانزاى A مرغى ، انسانى يا خوکى آزمايش شدند بدست آمد . (جدول 1 و شکل 1)
اين نتايج نشان مى دهد که توالى هاى mژن ويروسهاى آنفولانزاى A تمام حيوانات آزمايش شده را مى توان با پرايمرهاى ليست شده در جدول 2 تکثير کرد .يکسرى محصولات نامعلوم PCR هنگامى که ويروسهاى آنفولانزايB تست شدند مشاهده شدند ، که دلالت بر اختصاصى بودن PCR براى توالى هاى ويروسهاى آنفولانزاى A مى کند .
تعيين مشخصات آمپليکونهاى Mژن بوسيله HMA وتأئيد توالى هاى آن :
بعد از تکثير Mژن بوسيله RT-PCR اختصاصى بودن محصول PCR براى هرويروس بامنشأ ميزبانى خاص بوسيله HMA مورد تحقيق وتخصص قرارگرفت . اين کار با استفاده از بررسى طريقه فرم گرفتن هترودوبلکس بين آمپليکونهاى يک ويروس آنفولانزايA انسانى رفرنس (bay/95) وآمپليکونهاى ويروسهاى مورد آزمايش از 15 ويروس آنفولانزاى A مختلف از ساب تايپهاى انسانى و خوکى ومرغى صورت گرفت . (جدول شماره يک ) (نتايج در شکل 2 نشان داده شده اند)
هترودوبلکس هايى که بين آمپليکونهاى سويه رفرنس (BAY/95) ومحصول PCR هر ويروس مورد آزمايش مشاهده مى شوند ، منعکس کنند تغيير توالى بين ويروس رفرنس وDNA ويروس مورد آزمايش مى باشد .
هيچ هترودوبلکسى در ستونى که حاوى فقط محصول PCR رفرنس مى باشد مشاهده نمى شود .(lane 1,17) .کمترين کاهش در تغيير هترودوبلکس درجايى مشاهده مى شود که محصول ويروس رفرنس (bay/95) با آمپليکون ويروس wuh/371/95 مخلوط گرديده است (lane 2) . هر دو ويروس bay/7/95 و wuh/371/95 از 
سويه هاى ويروس آنفولانزاى انسانيA ،H1N1 مى باشند .
بررسى توالى ها بر اين امر دلالت مى کند که آمپليکونهاى Mژن ويروسbay/95 و wuh/371/95 تا 9/1% اختلاف دارند .(جدول 3) 
بنابراين آمپليکونهاى با بيشتر از 2% variation درتوالى نوکلئوتيدى بوسيله اين روش HMA مى تواند متمايز گردد .
هيچ اصلاحى در دوباره حل شدن باند وقتى که 10% ، 20% ، يا گراديان ژلهاى پلى آکريل آميد استفاده شد مشاهده نشد . بيشترين ميزان کم شدن در تغيرپذيرى در ستونى مه آمپليکون رفرنس از bay/95 با محصولات pcr ويروسهايى که داراى mژنهاى ويروسى خوکى يا مرغى مخلوط شده اند مشاهده مى گردد .(ستون 3 و4 و7 تا 16). اختلافات نوکلئوتيدى بين آمپليکونهاى pcr از اين ويروسهاى مرغى وخوکى وويروس رفرنس انسانى سويه bay/95 بوسيله بررسى توالى بين 5/14% و 4/21% مشاهده شد . (جدول 3) ميزان متوسط الگوى تغيير هترودوبلکس در مخلوطهاى حاوى آمپليکونهاى pcrاز ويروسهاى انسانى (bay/95) H1N1 وويروسهاى انسانى H3N2 تست و syd/97 و wuh/359/95 مشاهده شد (بترتيب ستون 5 و6) بررسى توالى ها يک اختلاف نوکلئوتيدى 7/6 تا 9/7 درصدى را بين ويروس H1N1 انسانى و آمپليکونهاى mژن ويروس انسانى H3N2 تست مشاهده شد .(جدول 3) 
ارزيابى يک الگوى رفرنسHMA براى تعيين انتقال بين گونه ها :
يک پانل از 9 و يروس آنفولانزاى A با ژنهاب M که در دودمان انسانى ، خوکى وطيور وجود دارند ساخته شد .
RNA از اينها و يک ويروس تست خالص سازى مى شود (HK/1073/99) و RT-PCR روى آن انجام مى گيرد . (شکل3)
آمپليکونهاى با اندازه اى که اتنظار مى رفت (314bp) بوسيله ژل آگاروز الکتروفورز قابل رؤيت مى شود (شکل (A 3 يک قسمتى از هر آمپليکون رفرنس براى hma با محصول pcr ويروس تست (HK/1073/99) مورد استفاده قرار گرفت . (نتايج در شکل 3B نشان داده شده است ). بيشترين کاهش در تغيير پذيرى هترودوبلکس هنگامى مشاهده شد که آمپليکون HK/1073/99 با آمپليکونهاى ويروس انسانى رفرنس مخلوط گرديد . (ستون 1 و 2)که دلالت بر فاصله زياد توالى Mژن ويروس مرغى با انسانى دارد . هترودوبلکسهايى که هنگام مخلوط کردن محصول PCR ويروس HK/1073/99 با آمپليکونهاى رفرنس مشتق شده از ويروسهاى خوکى و انسانى تشکيل شدند الگوهاى تغيير پذيرى گوناگونى را نشان دادند (ستون 3و9)
بيشترين شباهت را با آمپليکون PCR ويروس مرغى QU/HK/GI/97 H9N2 مشاهده شد (ستون7) . هيچگونه هتروبلکسى هنگامى که آمپليکونهاى Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 مخلوط شدند مشاهده نشد که دلالت بر کم بودن اختلاف اين آمپليکونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد. نتايجHMA بوسيله تعيين توالى مستقيم آمپليکونهاى PCR ، Mژن از 9ويروس رفرنس وويروس تست تأئيد گرديد. بررسى توالى ها نشان داد که اختلاف نوکلئوتيدى بين آمپليکونهاى Qa/hk/gi/97 و hk/1073/99 بميزان 1/1%مى باشد .
- بحث :
بيشترين شباهت را با آمپليکون PCR ويروس مرغى H9N2 Qa/HK/GI/97 , مشاهده شد « ستون 7» . هيچگونه هترو دوبلکسى هنگامى که آمپليکونهاى Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 مخلوط شده اند مشاهد نشد که دلالت بر کم تر بودن اختلاف اين آمپليکونها از ميزان حساسيت تست HMA دارد . نتايج HMA بوسيله تعيين توالى مستقيم آميليکونهاى PCR ، mژن از 9 ويروس رفرنس و ويروس تست تاييد گرديد . بررسى توالى ها نشان داد که اختلاف توکلئوتيدى بين آمپليکونهاى Qa/HK/GI/97 و HK/1073/99 به ميزان 1/1% ازخوک يا طيور به انسان کم 
مى باشد اما چنين وقايعى مى توانند منجر به ميزان بالايى مرگ ومير مى شود واحتمال پديد آمدن ويروسهاى جهانى را به دنبال دارد .
تشخيص زود هنگام وتعيين خصوصيت واريانت هاى جديد آنفولانزا که پديد آمده اند يکى از اهداف شبکه جهانى حفاظت درمقابل آنفولانزا سازمان بهداشت جهانى مى باشد .
از اين رو ، دست يابى به تستهاى سريع که بتواند ويروسهاى جديد و غير معمول که ممکن است داراى يک منشا به صورت مخزن حيوانى باشند ضرورى است . متدهاى سريع ، مانند ايمونوفلورسنس و enzyme immunoassay براى تشخيص ويروسهاى آنفولانزا در نمونه هاى کلينيکى به کار رفته اند .
گزارش شده که روش ها داراى اختصاصيت وحساسيت متغيرى هستند و مشخص نيست که چگونه معرفهاى دخيل داراى توانايى معادل در تعيين ساب تايپهاى ويروسهاى آنفولانزاى حيوانات مختلف هستند . ارزش روشهاى PCR براى تشخيص ومحافظت ويروسهاى آنفولانزا در مواد کلينيکى بخوبى نشان داده شده است . روشهاى تکثير براى تشخيص و ساب تايپ کردن ويروسهاى آنفولانزاى A وبراى تفريق ويروسهاى آنفولانزاى A,B,C شرح داده شده است . ليکن اين روشها به طور اختصاصى براى تشخيص ، نگهدارى ويروسهاى آنفولانزاى انسانى طراحى شده اند وبيشتر احتياج است که تستهاى سريع جهت تشخيص ويروسهايى که ميزبان آنها موجوداتى غير از انسان هستند طراحى گردند ، اخيراً يک RT-PCR تک لوله اى بر پايه m ژن براى تشخيص ويروسهاى آنفولانزاى A مربوط به چند گونه شرح داده شده است .
دراين مطالعه ما يک متد توأم PCR-HMA را براى شناسايى وتعيين خصوصيت نسبى ويروسهاى آنفولانزاى A از گونه هاى مختلف طراحى کرده ايم .
ژنm1 بعنوان هدف انتخاب شد چراکه شواهد چنين پيشنهاد مى کنند که m1 ORF در ميان ويروسهاى آنفلولانزاى A از گونه هاى مختلف ميزبان به ميزان زيادى حفاظت شده هستند. RT-PCR براى mژن نشان داده شده که براى تشخيص ويروسهاى آنفولانزاى A ، 15 ساب تايپ مختلف با منشاء انسانى ، مرغى وخوکى اخصاصى وحساس مى باشد . متدهاى بعد از تکثير براى بررسى تغيير توالى در آمپليوکنهاى PCR شامل بررسى RFLP ها و HAM ها مى باشد.
ارز يابيRFLP ، محصولات m ژن PCR براى ساب تايپينگ ويروسهاى آنفلانزاى A انسانى و تفريق 6 ژن داخلى شامل m ژن ويروسهاى انسانى H1N1,H3N2 , و ويروسهاى مرغى H5N1 شرح داده شده است . اشکال احتمالى تکنيک RFLP اين است که موتاسيون در توالى نوکلئوتيدى آن مورد نظر ممکن است منجر به از دست دادن يا پديد آمدن باند شدن آنزيم محدود کننده شود . ميزان بالاى موتاسيون پذيرى RNA ژنوم ها ، مانند ژنهاى ويروس آنفولانزا احتمال رخ دادن اين موتاسيونها را افزايش مى دهد .
از آنجائيکه که بررسى هترودوبلکس نشان داد که براى تفريق سريع ويروسهاى RNA دار بسيار مناسب مى باشد وبدليل اينکه سايتهاى مناسب آنزيمهاى محدود کننده که ويروسهاى انسانى ، مرغى وخوکى را متمايز مى سازد در آمپليکون 413 bp ژن m شناسايى شده اند ، HMA براى تعيين خصوصيات آمپليکون m ژن انتخاب شد .
HMA بر مشاهده تغييرات توالى بين آمپليکون هاى ويروس تست که باعث پديد آمدن جفت نشدن درست با سويه رفرنس مى شود ودر نتيجه هترودبلکس ها متعاقباً دناتوره مى شوند ودوباره مى چسبند استوار است .
هتروبکلس ها آهسته از همودوبلکس هاى هم اندازه خود مهاجرت مى کنند وکاهش قابليت حرکت متناسب با ميزان اختلاف بين دو توالى موجود درمخلوط دارد . درجه تغيير مورد نياز براى تفريق مناسب هترودوبلکس ها نشان داده شده که بين طيف 25 و 5% 
مى باشد .
درجه اختلاف بين آمپليکونهاى m ژن مرغى ، خوکى ، وانسانى بينابين طيف 
مى باشد وباعث تشکيل هترودولکس ها ى قابل تشخيص مى شود . « جدول 3 » 
شيفت در mobility هترودوبلکس مشاهده شد که مرتبط با اختلاف بين DNA تست و رفرنس بود که اختلافى به کمى 9/1 تا 1/1 % اختلاف توکلئوتيدى قابل تشخيص بود .
اين موضوع با گزارشات قبلى تعيين اختلاف 4 تا 4/1 درصدى قابل قياس بود . در اين کار بهترين تمايز بوسيله HMA هنگامى مشاهده شد که محصولات اوليه PCR قبل از تکثير ثانويه رقيق شد .
از اين موضوع مى توان نتيجه گرفت که هنگام آزمايش مستقيم نمونه هاى کلينيکى که حاوى تيترهاى پائين ترى از ويروس نسبت به مواد رشد کرده بر روى تخم يا سلول هستند اين کار ضرورى نخواهد بود .
مناسب بودن متد PT-PCR HMA ما براى جستجوى نمونه هاى در يک شيوع بوسيله مقايسه يک تست ويروس با يک RAMEL ويروسهاى رفرنس ارزيابى مى گردد . سويه آنفولانزاى مرغى H2N2 ( HK/1073/99 ) بعنوان ويروس تست انتخاب گرديد چرا که اين ويروس مرغى از يک بچه 4 ساله درهنگ کنگ جدا شده است.
يک ارتباط عالى بين نتيجه HMA و اختلاف نوکلئوتيدى وجود دارد براى تشخيص بوسيله تعيين توالى مستقيم وبررسى پلى ژنتيک آمپليکونهاى ويروس تست و رفرنس .
بوسيله HMA، آمپليکون PCR رفرنس مربوط به Qa/HK/GI/97 ارتباط دارد . اين ارتباط بر اساس گزارشات

قبلى با 1% اختلاف توکلئوتيدى بين m ژنهاى HK/1073/99 , Qa/HK/GI/97 همراه مى باشد . درمجموع ، نتايج کار ما نشان مى دهد که انجام توأم HMA,RT-PCR بر روى m ژن يک ابراز قوى براى تشخيص وشناخت ژنتيک ويروسهاى آنفولانزا مى باشد .HMA يک راه ساده وحساس براى جستجوى m ژنهاى ويروس هاى آنفولانزاى جدا شده مى باشد وفقط 36 تا 24 ساعت وقت لازم دارد . اگر چه متد RT-PCR HMA براى بررسى نمونه هاى دستگاه تنفس در اين مطالعه مورد استفاده قرار نگرفته ولى چنين نتيجه گيرى مى شود که اين متد مى تواند بطور مستقيم براى تست ويروسها در نمونه هاى کلينيکى به کار رود بدون اينکه ضرورتى به رشد ويروس اول بر روى سلولهاى محيط کشت يا جنين تخم مرغ باشد .
حساسيت روش m ژن RT-PCR که شرح داده شد قابل قياس با حساسيت روش RT-PCR که در آن از پرايمرهاى اختصاصى ژنهاى HA ويروسهاى آنفولانزاى B,A براى تعيين ويروسهاى آنفولانزاى B,A به طور مستقيم درنمونه کلينيکى مى شود 
مى باشد . ويروسهاى آنفولانزاى جديد وغير معمول را که بوسيله HMA شناسايى 
شده اند مى توان بسيار وسيعتر بوسيله تعيين توالى مستقيم و HI تايپينگ شناسايى وتعيين خصوصيت کرد . پانل HMA ويروس رفرنس را که ماساختيم نياز خواهد داشت که با اطلاعات بدست آمده از ويروسهاى که در بين انواع حيوانات درچرخش است به روز شود . سرانجام ، تکنيک ترکيبى RT-PCR هترودوبلکس مى تواند براى شناسايى ديگر ژنهاى داخلى ويروس آنفولانزا بکار رود .
بيماريزاى عصبى ويروس آنفولانزاى H5N1ژنوتيپ جدا شده از طيور هنگ کنگ در 2001 در موش 
خلاصه :
ما پاتوژنسيته 5 ژنوتيپ مختلف ( E تا A ) را از ويروسهاى آنفولانزاى مرغى H5N1 مطالعه کرديم که حاوى ژنهاى HA مشابه ويروس H5N1 A/goose /Guangdong/1/96 و 5 ترکيب مختلف ژنهاى داخلى در يک مدل موشى مى باشد . واريانت هاى نوروتوپيک وبسيار پاتوژن ويروس از ژنوتايپهاى A,C,D,E از مغز بعد از يک پاساژ داخل بينى در موش جدا شدند . ژنوتيپ ويروس B فقط از ششها جدا شدند .واريانت هاى مغز موش داراى آمينواسيدهاى تغيير يافته در محصولات تمامى ژنهايشان بجز پروتئين هاى PB1,NP,NS1 بودند اما شامل موتاسيونهاى معمول نبودند . ما نتيجه گرفتيم که منشاء ژنوتيپى H5N1/01 از A,C,D,E بصورت هتروژنوس مى باشد وديگراينکه ورايانت هاى بسيار پاتوژن نوروتروپيک مى توانند سريعاً در موش انتخاب شوند .

 

بيماری آنفولانزای طيور (قسمت سوم )

 

مديريت بيماران :

گرفتن نمونه خون ودستگاه تنفس و ارسال به آزمايشگاه براى تست آنفولانزا و ديگر عفونتهايى که علائم بالينى مشترک دارند . درمان با اينهيبيتور نورآمينيدازها مانند Oseltamivir  (بصورت 75mg خوراکى ، دوبار در روز ) بعنوان اولين مراحل درمان بکار ميرود .

اگر که علائم بالينى ظاهرشد بيمار بايستى در بخشى که قبلا توضيح داده شد براى کنترل عفونت بسترى گردد  .اگر که تشخيص داده شد بيمار نياز به بسترى شدن ندارد بايستى به بيمار وخانواده اش ضوابط بهداشت فردى و کنترل عفونت (براى مثال: شستن دستها، استفاده از ماسک کاغذى يا جراحى براى شخص بيمار وپرهيز از تماس جمعى) آموزش داده شود اگر که نياز دارد توسط دارو تحت درمان حمايتى قرار گيرد همچنين بيمار با پزشک معالج توسط تلفن و يا ويزيت شدن در تماس باشد . درمانهاى حمايتى شامل مراقبت از اشباع بودن اکسيژن واستفاده از ذخيره اکسيژن در صورت کم شدن اکسيژن ماسکهاى اکسيژن nebulizer و يا  high-air-flowدر سندرم عفونت حاد تنفسى براى پيشگيرى از انتشار تنفسى بکار مى رود  .

اين توصيه ها فقط هنگامى که بيمارى شديد باشد و کنترل آن مشکل مى باشد مورد نياز هستند  .
گرفتن نمونه هاى خون وتنفسى بطور مرتب براى چک کردن عفونتهاى باکتريايى احتمالى مورد نياز مى باشد . استفاده از درمان آنتى بيوتيکى به صورت تزريقى را نيز بايد در نظر داشت . از آمانتيدين يا ريمانتيدين استفاده نکنيد بدليل خطر افزايش موتاسيون انتخابى در جهت مقاومت ويروسى با توانايى جهانى شدن . نتايج اوليه که توسط مراکز مختلف بهداشت جهانى بدست آمده پيشنهاد مى کند که ويروس آنفولانزاى A (H5N1) که اخيرا از انسانها جدا شده اند نسبت به آمانتيدين و ريمانتيدين مقاوم مى باشند .

پرهيز از تجويز ساليسيلاتها (مانند آسپيرين) در بچه هاى زير 18 سال بدليل ريسک سندرمReye  .

استفاده از Paracetamol يا Ibuprofen با هم بصورت خوراکى يا شيافت براى کنترل تب.
تعديل کنندهاى سيستم ايمنى مانند کورتيکواستروئيدها بايستى فقط به موازات عمليات کلينيکى صورت گيرد. پاسخ ايمنى انسان در مقابل آنفولانزاى A (H5N1) هنوز نياز به مطالعات بيشترى دارد .
از Ribavirin استفاده نکنيد. هيچگونه شواهدى دال بر مؤثر بودن اين دارو بر عليه آنفولانزا وجود ندارد در عوض عوارض ناخواسته مانند آنمى شايع مى باشد و ممکن است که بيمار را بيشتر به مخاطره براى فهم بهتر الگوى دفع ويروس در انسانهاى عفونى شده با ويروسها A (H5N1) در شيوع آنفولانزا در تايلند و ويتنام نياز به مطالعات بيشترى مى باشد . تا اينکه شواهد ديگرى به دست آيد در حال حاضر WHO توصيه کرده است که ضوابط کنترل عفونت تا 7روز بعد از قطع تب ادامه پيدا کند .
مطالعات قبلى برروى آنفولانزا براين امر که کودکان با سن کمتراز 12 سال مى توانند براى 21 روز پس از شروع بيمارى ويروس را دفع کنند مى باشد . بنابراين ، براى کنترل عفونت بهتر است که کودکان براى اين دوره در محل مراقبت باقى بمانند . کودکان در اين مدت نبايستى به مدرسه بروند .
افرادى که بااين بيماران در تماس مستقيم بوده اند بايستى براى 7 روز تحت نظر قرار گرفته شوند و دماى بدن آنها دوبار در روز چک شود اگر که فردى تب بالاتر از 38 درجه و سرفه يا تنگى نفس را نشان داد بايستى بلافاصله درمان شود .بياندازد .

آنفولانزاى مرغى جديد در دانمارک، 10000 اردک را ازبين برد .ويروس A H5N1 در اردکها شناسايى شد .
يک نوع جديد ويروس A آنفولانزا ،H5N1 ، براى اولين بار در اردکهاى دانمارکى شناسايى شد . بدنبال ظهور بيمارى بين 12000 اردک . در يک مزرعه اردک نزديک به شهر Salling در Jutland_ دو ويروس شناسايى شدند : يک ويروس عامل Entritis در اردک (DVE) ،که عامل بيمارى بود ويک ويروس آنفولانزاى A .

تمامى اردکها بطور خيلى وسيعى در 10 سپتامبر 2003 درگير بيمارى شدند . ويروس آنفولانزاى A از بافت تعدادى از اردکها جدا شد . انستيو سرم سازى Statens از RT – PCRطول کامل هماگلوتينين و نورآمينيداز با تعيين توالى روتين که ترجيحا بطور مستقيم برروى نمونه ها انجام مى گيرد تا برروى ويروسهاى کشت داده شده استفاده کردند و ژنوتيپ اين ويروس را H5N7 نام نهادند .
اين تايپ قبلا هيچ گاه شناسايى نشده بود و بررسى هاى بيشتر هم اکنون برروى آن در حال انجام است . نکته با اهميت اينکه اين ويروس در انسانها تشخيص داده نشده بخصوص در ميان افرادى که با اين اردکها تماس داشتند يا در تعدادى موارد غير مرتبط ويروس آنفولانزاى (H3N2) A در دانمارک از 1 سپتامبر 2003 تشخيص داده شد . 12 سويه ويروس آنفولانزاى مرغى (AIV) A از پرندگان وحشى در دانمارک از 1996 جدا شد که هيچ کدام از آنها H5 يا H7 نبود.

مقدمه : 
ویروس آنفولانزای مرغی FPV Rostock بر روی سلولهای L موش پلاک تشکیل 
نمی دهد . طیف میزبانی ویروس موتانت FPV Doboson یک ویروس که بطور نزدیکی FPV Doboson مرتبط می باشد بوسیله پاساژهای مکرر در انواع سلولهای پستانداران شامل سلولهای L ,Hela ,BHK انتخاب شد . این ویروس ، که بعنوان Dobson 4H شناخته شده ، پلاک های شفاف در سلولهای L تشکیل می دهد . کارهای قبلی با ویروسهای نوترتیب نشان می دهد که فنوتیپ تشکیل دهنده پلاک بوسیله قطعه 1RNA که تحت واحد PB2 از کمپلکس پلی مرازی ویروسی راکد می کند پدید می آید . ما در حال تلاش برای فهم اساس ملکلولی این محدود شدن طیف میزبان هستیم چرا که ممکن است سر نخ های مهمی را در مورد وقایعی که انتقال ژنوتیک ویروسهای آنفولانزای مرغی را به مزبانهای پستانداری افزایش می دهد به ما دهد ( 7، صفحه 5 )

بحث :
دلیل اینکه چرا تغییرات در پروتئین PB2 ممکن است سبب از دست دادن توانایی تشکیل پلاک بر روی رده سلولی پستانداران می شود هنوز روشن نشده است . PB2 یک بخش محلق شونده به کمپلکس پلی مرازی است . SHIH ,Krug پیشنهاد کردند که باند شدن پلی مراز ویروسی با پروموتورتاخیری درعفونت ممکن است چنگال همانند سازی را تنظیم کند وهمچنین نشان داده اند که چنگال همانند سازی بستگی به پروتئین های سلول میزبان دارد .
این مسئله که تغییر در توالی های PB2 اثر می گذارد بر روی تمایل کمپلکس پلی مرازی برای اینکه RNA بتواند نقص در تنظیم چنگال را در سلولهایی که فاقد یا دچار کمبود درفاکتورهای عمده سلول میزبان هستند جبران کندقابل درک می باشد.(7، صفحه 6)
همبستگی آنتی ژنتیک بین نورآمینیداز A/H5N1 وآنفولانزای پاندمیک 1918 
پاندمیک های A/H5N1 ما را بر آن داشت که وضعیت سرولوژیکی جمعیت های فرانسوی را در مقابل سویه A/HK/156/97 بررسی کنیم . (7 صفحه 11)
بحث :
مشاهدات هنگامی انجام گرفت که 198 سرم فاقد آنتی بادی های anti-A/HK/145/97 HI در تست NIدر مقابل ویروس A/HK گزارش شد وسپس هنگام بررسی به عنوان یک فعالیت بر روی گروههای سنی ، ما ابتدا اساس کارمان را بر روی افرادی که دارای ملاقات با سویه های پاندمیک 1918 ویا 1934 بودند گذاردیم . درواقع ، یک طیف غیر منتظره بالا از شیوع آنتی بادی های anti-A/HK NI در سرمهای افرادی با دو محدوده سنی 75-95 و 98-76 مشاهده شد در حالی که یک شیوع خیلی پائینی در اشخاص زیر 59 سال دیده شد . شباهت نزدکی بین شیوع سنی پروفیل آنتی بادی های anti-A/HK NI و anti-A/HK نزدیکی ارتباط آنتی ژنیک را بین NA این دو ویروس پیشنهاد می کند .
سرمهای متعدد انسانی مشاهده شده که قادر به خنثی سازی عفونت زائی ویروس A/HK در محیط آزمایش هستند ، بطور عمده سرمهایی که متعلق به افراد با گروه سنی 98-76 سال می باشند . همچنین متعاقباً شیوع آنتی بادی NT بسیار مرتبط با شیوع آنتی بادی NI در این گروه می باشد ( anti A/HK , anti-A/PR8 ) برعکس آن چیزی که درگروه سنی 60 تا75 سال مشاهده شد . 
از این اطلاعات می توان دلائل منطقی برای فرضیه های زیر آورد :
در گروه سنی 60 تا75 سال ، وجود قبلی آنتی بادی های NI احتمالا در اثر تماس مستقیم با ویروس A/PR8 می باشد ، قادر بود که فعالیت آنزیماتیک ویروس A/HK ممانعت به عمل آورد اما نمی تواند اثر خنثی کنندگی بر روی عفونت زائی ویروس داشته باشد . 
در گروه سنی 76 تا98 وجود قبلی آنتی بادی های NI احتمالا به دلیل تماس مستقیم با سویه پاندمیک 1918 قادر است از فعالیت آنزیماتیک هر دو سویه A/PR8 , A/HK جلوگیری می کند وهمچنین می تواند از اثر خنثی کننده بر روی ویروس A/HK داشته باشد . 
دراین مطالعه ، حذف نقش احتمالی آنتی بادی های anti-HA ما را قادر می سازد که راه احتمالی نقش حفاظت کنندگی آنتی بادی های ضد NA را بوسیله نشان دادن قدرت خنثی سازی بعدی ها پیدا کنیم . 
اطلاعات ما دلایل سرولوژیکی برای نزدکی ارتباط بین NA از A/HK وسویه H1N1 که در پاندمی 1918 جدا شد می آورد . چنین همبستگی آنتی ژنیکی بین این دو نورآمیینداز با اطلاعاتی که مادرباره توالی های نوکلئوتیدی آنها داریم سازگار 
می باشد . بعلاوه ، yuen وهمکارانش در سال 1998 و Glass وهمکارانش در سال 1998 پیشنهاد کردند که ویروس H1N1 مسئول پاندمیک انسانی مه 1918 باعث داخث شدن مستقیم ویروس آنفولانزا به جمعیت انسان بوده است . (7 ، صفحه 13 )
قسمت دوم : پاتوژنزیس ، ویرولانس و ایمنی 
تغییرات ساختمانی هماگلوتینین ویروس آنفولانزا که بیماریزایی راتحت تاثیر قرار 
می دهد . 
هماگلوتین ویروس انفولانزای مرغی (AI) به نظر می رسد که دارای این خصوصیت منحصر به فرد است که آمینواسیدهای بازیک رادر جایگاه برش پرتئولتیک خود قبول می کند (PCS ) . همراه بودن امینواسیدهای چندتایی بازیک با انتشار بافتی و بیماریزائی توسط سویه های AI اولین بار توسط Klen K, Rott, orlich ودیگران در اواخر 1970 پیشنهاد شد وبرای دو دهه همچنان حفظ شده است . در حالی که دیگر خصوصیات ساختمانی و دیگر ژنهای نیز می توانند بطور عمده بیماریزایی را تحت تاثیر قرار دهند ، وجود آمینواسیدهای چندتایی بازی در pcs یک ساختمان نشان دار را پدید می آورد که ادامه بررسی توالی های سویه های AIجدا شده از مزارع را توجیه می کند . 
بعلاوه ، با این شمای ساختمانی نوک HA را مستعد نمایان و پنهان کردن محل های گلیکوز یلاسیون می کند ، که تعدادی از انها با بیماریزایی همراه هستند.
برای مثال، درآزمایشگاه ما نشان داده شده که وجود کربوهیدراتها نزدیک به محل باند شدن بارسپتور ( RBS) یک ویروس جدا شده AI از نوع H7 با افزایش بیماریزائی در جوجه ها همراه بود .
ویروسهای H5N1 که در سال 1997 در هنگ کنگ ظاهر شدند از دو نظر منحصربه فرد بودند هم از نظر ساختمان پروتئین HA شان وهم از نظر پاتولوژی در حیوانات . این ویروسهای مرغی حاوی آمینواسیدهای بازی چندتایی درمحل برش بودند ویک محل اضافه شدن کربوهیدرات قابل موتاسیون در قسمت نوک محل باند شدن بارسپتور . آنها بسیار در جوجه ها کشنده بودند اما برخلاف دیگر سویه های شدیداً بیماریزایی AI آنها برای موش نیز کشنده بودند . پس این ویروسها یک مدل 
ایده آل برای مطالعه شمای ساختمانی HA ویروسهای بسیار پاتوژن را فراهم 
می آورند . ( 7، صفحه 14 )
تعیین خصوصیات یک ( Alty/Eng/87-92/91) H5N1 جدا شده که دارای آمینواسیدهای باز یک چند تایی درمحل برس HA می باشد . 
دو ویروس H5N1 از فقط یک اردک طی شیوع آنفولانزای مرغی شدید (HPAI) در Norfolk انگلیس درسال 1991 جدا شد . یکی که (A/ty/Eng/50-92/91 ) برای طیور اهلی خیلی بیماریزا بود دارای اسیدآمینه های چندتایی باز یک در محل برش HA بود و بخوبی درسلولهای MDCK بدون اضافه کردن تریپسین رشد می کرد که از خصوصیات تیپیک ویروسهای ( HPAI) می باشد .
دیگری (A/ty/Eng/87-92/91 ) دارای محل برش مشابه بود اما بیماریزانبوده وبر روی سلولهای MDCK حتی با اضافه کردن تریپسین رشد نمی کرد . دو ویروس جدا شده هیچ فرقی از نظر ژن HAکه با بیماریزائی آنها مرتبط است نداشتند . این مطالعه بر روی رشد و خصوصیات ملکولی پاساژ یک رقت محدود کلون ( A/ty/Eng/87-92/91) می باشد . « 7،‌صفحه 14 » 
بحث :
ویروس (A/ty/Eng/87-92/91) H5N1از مغز یک اردک که دراثر HPAI مرده بود جدا شد . لیکن ، کلون LDP3 بدست آمده از این ویروس قادر نبود که در بدن منتشر شود یا درمغز جوجه هاواردک ها تکثیر پیدا کند همانطور که درمورد ویروسی با آمینو اسیدهای باز یک چندتایی در محل برش انتظار می رود . پاساژ در جنین 14 روزه تخم مرغابی براحتی موتاسیونهایی را از کلونهای غیر بیماریزای LDP3 از A/ty/Eng/87-92 که می توانست در سلولهای MDCK درغیاب تریپسین رشد کند انتخاب کرد .
این موضوع مخالف با پاساژ LDP3 در جوجه ها یا جنین 10 تا 11 روزه تخم مرغابی بود که در تولید موتانت هایی که بتوانند در MDCK رشد کنند . این افزایش بیماریزائی لیکن ، به بیماریزائی در جوجه ها ترجمه نمی شود ، کلون G30 یک IVPI از تغییرات O.NO به نظر می رسد در توالی های نوکلئوتیدی HA وابسته به ویروس والد LDP3 می باشد و بنابراین فشار انتخابی ، باعث توانایی رشد موتانت های B22,G33 در سلولهای MDCK شده بایستی در جای دیگری از ژنوم قرار گیرد . 
آزمایشات نوترتیبی منجر به این حدس شد که ژنهای ماتریکس و PB2ممکن است که درتعدیل پاتوژنسیته نقش داشته باشند . بنابراین ژن کامل PB2 برای کلون های 2L G33,LDP3 توالی نوکلئوتیدی بودند که بطور روشن 3 تغییر آمینو اسیدی از آن استنتاج شد که به نظر می رسید با بیماریزایی مرتبط باشد . لیکن ، تعیین توالی نسبی کلونهای 87V , 5L نشان داد که ارتباطی بین تغییرات آمینو اسیدی استنتاج شده و IVPI وجود ندارد . 
اخیراً ، پیشنهاد شده است که گلیکوزیلاسیون اضافی HA همراه با یک ساقه کوتاه NA خصوصیات ویروسهای مرغی H7 , H5 می باشد . جالب اینکه ژنهای NA از A/ty/Eng/50-92/929 . LDP3 دارای یک حذف پیش بینی شده 23 آمینو اسیدی در مقایسه با A/parrot/NI/73 می باشد . لیکن هیچ یک از این ویروسهای جدا شده دارای محلهای گلیکولیزاسیون اضافی بر روی HA نبودند پس یک استثناء را برای این نقش پدید می آورد .« 7 ، صفحه 15 »
روش ژنتیک معکوس نشان می دهد که رشد ویروس آنفولانزا بوسیله گلیکوزیلاسیون هماگلوتینین تنظیم می گردد . 
عفونت ویروس آنفولانزا بوسیله باند شدن ذره ویروسی با رسپتورهای اسید سیالیکی بر روی سطح سلول میزبان آغاز می شود . این عمل باند شدن توسط گلیکوپروتئین HA انجام می شود . منطقه ای از HA که با رسپتور باند می شود نشان داده شده که یک پاکتی از آمینو اسیدها در منطقه مسئول باند شدن دخیل می باشند . در HA ویروس طاعون مرغابی ها ( A/FPV/Rostock/34 ) این پاکت باند شونده در طرفین خوددارای دو زنجیره جانبی الیگو ساکارید N-Linked می باشد . در مطالعات قبلی که درآن موتانتهای FPV-HA فاقد هر یک « موتانت G1,G2» یا دو « موتانت G1,2 » محلهای ژنهای گلیکوزیلاسیون بودند که به کمک یک وکتور SV40 بیان شدما نشان دادیم که این گلیکان ها تمایل باند شدن رسپتور را تعدیل می کنند. 
دراین مطالعه ما بر روی این موضوع که چگونه این تخلیه گلیکانی بر روی رشد ویروس اثر می گذارد وقتی که HA موتاسیون یافته به طور پایدار از طریق یک روش ژنتیک معکوس به ویروسهای نوترکیب اضافه شود کار کردیم .
در این سیستم یک قطعه HA موتاسیون یافته شبه ویروس آنفولانزا در هسته سلولهای عفونی شده بوسیله RNA پلی مراز I سلولی از یک حامل پلاسمیدی نسخه برداری شد . بر اساس عفونت سلولها با یک ویروس کمکی مناسب قطعات موتاسیون یافته HA با ویریونهای پروژنی ترکیب می شوند . 
دو ویروس نوترتیب A/WSN/33 بعنوان ویروسهای کمکی برای بوجود آوردن دو سری از ویروسهای نوترکیب موتانت HA مورد استفاده قرار گرفتند که فقط در NA که حمل می کنند فرق می کنند به ترتیب تحت تیپ های N1 یا N2 . 
دراینجا ما نشان دادیم که فقدان یکی « موتانت G2» یا دوتا « موتانت G1,2 » گلیکان دارای اثر شدیدی بر روی رشد ویروسهای حاوی N1-NA اثر دارد که بطور عمده سبب آزادسازی یک ویروس پروژنی ترمیم نیافته از سلولهای عفونی می شود.
برای ویروسهای N2-NA چنین محدودیت های رشدی باموتانت G2 قابل تشخیص نیست با موتانت G1,2 کمتر ظاهر می شود . نتایج ما دلالت بر این می کند که بر هم کنش بین محل باند شدن رسپتور والیگوساکاریدهای مجاور HA برای توانایی رشد ویروسهای آنفولانزا درسلولهای میزبان تعیین کننده می باشد .« 7 ، صفحه 16 »
بحث :
بوسیله برداشت پشت سر م زنجیرهای جانبی الیگوساکاریدی از نوک ملکول HA ما نشان دادیم که فعالیت باندشدن رسپتور بتدریج بوسیله این گلیکانها تنظیم می گردد. بعلاوه ، این تنظیم باند شدن رسپتور بسیار وابسته به طبیعت جفت شدن NA ویروس است .
از آْنجایی که اخیراً شرح داده شده که گلیکوزیلاسیون HA وتحت تیپ NA یک نقش قطعی را در تعیین طیف میزبانی وسازگاری با میزبانهای جدید ویروسهای آنفولانزا دارد ما مراحل دستکاری اختصاصی این اعمال را به منظور ساخت یک ویروس یا خصوصیات رشد شناخته شده تعیین کردیم . 
در نتیجه ، روش ژنتیک معکوس ما یک ابزار آزمایشگاهی عالی را برای مطالعه بر هم کشش وجفت شدن انواع مختلف HA,NA تولید ویروسهای آنفولانزا با توانایی تنظیم دقیق فعالیت باند شدن با رسپتور فراهم کرده است . « 7 ، صفحه 18 »
M1 پروتئین ویروس آنفولانزای A با PACK1 « رسپتور Cکنیاز فعال » انسانی تداخل پیدا می کند . 
ویروسهای آنفولانزا اعمال سلول میزبانی را دستکاری کرده ودر اختیار خود 
می گیرند . ما علاقمند به شناسایی فاکتورهای سلولی که بوسیله برهم کنش پروتئین – پروئین هدف ویروس قرار می گیرند هستیم .
ما قبلاً پروتئین هایی را که با پروتئین NS1 ویروسی تداخل دارند شناسایی کرده ایم و این مطالعات را بر روی پروتئین M1 ماتریکس از ویروس آنفولانزای A توسعه داده ایم گزارش شده که m1 پروتین هم نقش ساختمانی وهم نقش تنظیمی در سر هم بندی شدن ونشدن ویروس و تنظیم نسخه برداری RNA وانتقال داخل سلولی قطعات RNP ژنومیک دارد . بعلاوه ، M1 پروتئین های تحت تیپهای A,B,C روشن شده که بر روی بنیان ترئونین وسرین در سلولهای عفونی فسفریله شود . فسفریلاسیون قابل ملاحظه M1 پروتئین ومطابقت کینازها هنوز تعیین نشده است . ما فرض کردیم که یکی یا بیشتر ازخصوصیات M1 پروتئین بوسیله تداخلها با فاکتورهای ناشناخته سلولی تعیین می گردد. به منظور شناسایی چنین ترکیبات سلولی ، ما از سیستم مخمر دوهیبدریدی با پروتئین M بعنوان یک طعمه استفاده کردیم .
بعنوان یک نتیجه ، ما 4 کلون CDNA غیر وابسته را جدا کردیم که بطور اختصاصی با M1 پروتئین در سیستم دوهیبریدی مخمر تداخل داشت و با پروتئین بسیار حفاظت شده ( receptor of activated ) RACK1 بر هم کنش دارد . 
RACK1 قبلاً پیشنهاد شده که بعنوان یک پروتئین رسپتور داخل سلولی برای فعال شدن پروتئین کنیاز C(PKC) عمل می کند . ما بر روی نقش احتمالی تداخل بین M1-RACK1 برای فسفریلاسیون M1 پروتئین بحث کردیم . ( 7 ، صفحه 18) 

بحث ونتایج :
ما از M1 پروتئین بعنوان یک طعمه در سیستم دوهیبریدی مخمر برای جستجوی یک کتابخانه CDNA بیان شونده برای فاکتورهای تداخلی استفاده کردیم . 4 ، CDNA با پروتئین RACK1 انسانی که بطور اختصاصی با M1 پروتیین جدا شده باند می شدند مطابقت می کردند . بر هم کنش ژنتیکی بوسیله با هم رسوب دادن اختصاصی M1 پروتین از عصاره سلولهای عفونی با ویروس با استفاده از یک فیوژن پروتئین GST-PACK1 در روش GST-Pull down تایید شد. 
PACK1 یک پروتئین 36 کیلو دالتونی بسیار حفاظت شده است که حاوی 7 دمین WD40 دارای انواع مختلفی از پروتئین های تنظیمی هستند و واسطه تداخل پروتئین یا پروتئین هستد . PACK1 پیشنهاد شد ه که بعنوان یک پروتئین رسپتور داخل سلولی که به فرم فعال PCK در غشاء ها یا ترکیبات اسکلت سلولی متصل می گردد .
با توجه به تداخل M1-PACK1 ما سردرگم شدیم اگر که PCK بتواند فسفریلاسیون M1 پروتئین را وساطت کند . ما توانستیم نشان دهیم که پروتئین نوترکیب M1 بوسیله PKC خالص در محیط آزمایشگاه فسفریله می شود . M1 پروتئین بوسیله PKC فسفریله می شود در طول عفونت ویروسی . 
این یافته ها ممکن است دلالت بر این کند که عمل تداخل M1-PACK1 طی فسفریلاسیون M1 پروتئین انجام می گیرد . ( 7، صفحه 19 )
تغییرات ژنتیکی درحساسیت نسبت به Zanamivir در تکثیر invitro که بطور طبیعی در ویروسهای آنفولانزای مرغی رخ می دهد . 
آنالوگ سیالیک اسید به نام Zanamivir 
( 4-guanidino -2,4 – dideoxy -2,3 – dehydro –N-acetyneuraminic acid )
یک ممانعت کننده باتمایل واختصاصیت بالا از باند شدن طبیعی NA از ویروسهای آنفولانزای A,B می باشد. واریانت های مقاوم به Zanamivir ، که دارای موتاسیون در NA ویا HA هستندبه وسیله پاساژهای مکرر در حضور دارودر کشت بافت جدا شده اند . ما قبلا نشان دادیم که ویروسهای آنفولانزای معمول تغییراتی را در حساسیت همانند سازیشان نسبت به زانامیویر در کشت بافت نشان می دهند . 
ویروس A/DUCK/Ireland/113/83 H5N8 « ویروس اردکی ایرلندی » بسیار حساس می باشد ، A/FPV/Egypt/45 H7N1 « Egyt» ، A/FPV/England/1/63 H7N3 ( Langham ) حساسیت متوسط و « یک ویروس نوترتیب که دارای HA,NAاز A/FPV/Kostack /34(H7N1) SD17 نسبتا مقاوم می باشد . 
لیکن ، برای هر 4 ویروس ، فعالیت NA بوسیله زانامیویرممانعت می شود ، در حالی که فعالیت هماگلوتیناسیونی نسبتا به زانامیویر حساس می باشد.
ویروسهای نوترتیبی که از این 4 ویروس حاصله شده است ، به منظور شناسایی ژنهایی که درتغییر حساسیت نسبت به زانامیویر در in vitro وبرای شناخت مکانیسمی که این ژنها بر روی حساسیت تاثیر می گذارند مورد مطالعه قرار گرفته است . 
این اطلاعات را می توان برای پیش بینی خصوصیات ویروسهای پاندمیک های جدید آنفولانزا درانسانها که ممکن است دراثر استفاده گسترده از داروی زانامیویز پدید آیند استفاده کرد ( 7، صفحه 21 )
بحث :
حساسیت های متفاوتی که نسبت به داروی زانامیویر در محیط کشت بافت وجوددارد را می توان بر اساس خصوصیات NA,HA آنها شرح داد . 
ما پیشنهاد می کنیم که باند سیالیک اسید با موقعیت 158 از SD17 ممکن است پاکت باند شونده رسپتور را پر کند ، وبا سیالیک اسید برای چسبیدن به رسپتورهای سلولی ویا ذره ویروسی رقابت کند .
در نتیجه ، ویروسهایی که دارای این HA هستند می توانند با جدا شدن ازرسپتورها با کاهش وابستگی به فعالیت NA ودر کشت بافت کمتر به زیناویر حساس باشند. NA با ساقه بلند در آزاد سازی ویروس از رسپتورها کار آمدتر است تا
NA یی که دارای ساقه کوتاه می باشد ، همچنین NA هایی که دارای ساقه بلند هستند می توانند بطور کارآمد از رسپتورها درغیاب زانامیویر آزاد شوند لیکن ، به دلیل اینکه ساقه بلند NA نقش بیشتری را درآزاد سازی ویروس از سلولها نسبت به NA با ساقه کوتاه ایفا می کند ویروسهای با NA ساقه بلند نسبت به زانامیویر درکشت بافت حساس تر می باشند . ( 7 ، صفحه 23)
سیتوکاین ها در پاتوژنزیس آنفولانزا :
خصوصیات یک آنفولانزای بدون عوارض جانبی در انسان وحیوانات بوسیله شروع ناگهانی تب ، لرز ، در عضله وعلائم تنفسی می باشد .سلول هدف برای ویروس سلولهای اپی تلیال در طول کل دستگاه تنفس می باشد ، اما الگوی عفونت ودرگیر شدن قسمت پایینی دستگاه تنفس به نظر می رسد که در حیوانات مختلف فرق می کند . مطالعات هیستولوژیک قسمت بالایی دستگاه تنفس ویا ششها بطور تیپک نکروز سلولهای اپی تلیال و انفیلتراسیون نوتروفیلی رانشان می دهد . علی رغم توضیحات زیاد کلینکی وپاتولوژیک ، علت علائم بیماری و پاتولوژیکی هنوز کشف نشده باقی مانده .اما شواهد رو به رشدی دل بر اینکه تولید اولیه سیتوکاین درمحل عفونت نقش در ایجاد التهاب وعلائم دارد در دست می باشد . از میان این سیتوکاین ها می توان به اینترفرون ( IFN- ) ، فاکتور نکروز دهنده تومور ( TNF-) ، اینترلوکین 1 و اینترلوکین 6 وتعدادی کموکاین اشاره کرد . 
این مرور بر روی تعدادی از نشانه هایی که سیتوکاین ها طی آنفولانزا در انسان وخوک :
سینتیک تعدادی از سیتوکاین ها طی عفونتهای تجربی آنفولانزا درانسان وخوک مورد مطالعه قرار گرفته است . در انسان تهوع ، بیماری سیتسمیک ودرگیری قسمت بالای دستگاه تنفس غالب می باشد . در طول دوره حداکثر بروز علائم IFN- , IL-6 , TNF- , IL-8 در ترشحات بینی یافت شده است .
IFN- و IL- ارتباط مستقیم با تیتر ویروس وشدت بیماری دارند. دیگر 
سیتوکاین ها مانند IL-1B,IL-2 ,TGF-B دیده نشده که بطور قابل ملاحظه ای افزایش پیدا کنند . 
با استفاده از خوکهای gnotobiotic ، یک مدل تجربی برای ایجاد آنفولانزای خوکی برای محققین آزمایشگاهی فراهم آمد . علائم تیپیک کلینیکی وپاتولوژی شامل تب ، عدم تعادل، افسردگی ، تنگی نفس شدید و یک برونکوپنومونیای نکروزیش 
می باشد . سطح بالای IL-1 ,TNF- , IFN- در مایع برونشهای آلوئولار یک روز بعد از عفونت دیده می شود . وقتی که غلظت سیتوکاین ، تیترهای ویروس در شش وشمارش نوتروفیل در BAL مقایسه گردید ، یک ارتباط مستقیم بین هر سه وجودداشت . 
بعلاوه بالا و پایین رفتن تولید سیتوکاین دقیقا با علائم کلینیکی مرتبط است . 
( 7، صفحه 24 )
القاء سیتوکاینی در سطح سلولی :
مکانیسمهای القاء سیتوکاین بوسیله ویروس آنفولانزا هنوز کاملا روشن نشده است و هنوز جوابی برای سوالی همچون : آیا تولید سیتوکاین در سلولهای عفونی صورت می گیرد یا دیگر سلولها ؟
کدامیک از پروتئنها یا ژنهای ویروسی دخیل هستند ؟ آیا مکانیسمهای القاء برای سیتوکاین های مختلف متفاوت می باشد ؟
تعدادی مطالعات TNF- ,IFN_ in vitro داده های متضادی را نشان داده است . تعداد سیتوکاین قویاً وابسته به نوع سلول می باشد واستفاده از انواع مختلف سلول ممکن است توجیه کننده این مغایرتها در مطالعات in vitro باشد . تاکنون سلولهای تولید کننده سیتوکاین در in vitro طی بیماری آنفولانزا تعیین مشخصات نشده اند.
بنابراین ، ما منشا سلولی TNF- , IFN- در شش خوکهای عفونی شده را بررسی کردیم . ( 7 ، صفحه 24 ) 
شواهد بیشتر در مورد نقش سیتوکاین ها در آنفولانزا :
سیتوکاین ها بخشی از یک شبکه پیچیده هستند وتعیین نقش سیتوکاین های اختصاصی در in vitro مشکل می باشد ، دراینجا هم مطالعات آزمایشگاهی با استفادهاز راههای مختلف وانواع حیوانات نتایج متضادی را داد . این مطالعات میزان قابل توجه IL-1B,IL-1 , TNF- , IFN- در پاتوژنز آنفولانزا تایید کرد. لیکن ، اثر بلوک کردن سیتوکاین های اختصاصی فقط تا حدودی بود ودر تعدادی موارد خیلی خفیف بود . مطالعات در موش صحرائی به عبارت دیگر در پیدا کردن شواهدی برای نقش IL-1 . IL-6 , TNF- در القاء تب در آنفولانزا به نتیجه نرسید ( 7، صفحه 24 )
بررسی فاکتورهای TGF-B ومرگ سلولی در پاتوژنز ویروس Hong Kong /156در جوجه ها :
سویه های بیماریزای ویروس آنفولانزابطور شدید باعث خسارات اقتصادی به صنعت جهانی طیور می گردد. بسیاری از مطالعات دقیق مقایسه ای نشان می دهد که در سویه های انسانی ومرغی هنگ کنگی که شناسایی شده اند انتقال متقاطع گونه ای مستقیما با تغییرات ژنهای ویروسی مرتبط نمی باشد . 
اگر چه اطلاعات زیادی در مورد ویروسهای آنفولانزا در دست می باشد ولی در مورد پاتوژنز ویروس هنوز داشته های ما خیلی کم می باشد . 
مطالعات با استفاده از سویه بسیار پاتوژنA/Turkey/Ontario/7732/66cty/ont پیشنهاد می کنند که کم شدن لنفوسیتها که درجوجه ای عفونی مشاهده می شود یک نتیجه مستقیم آپوتوزیس می باشد . کارهای بیشتر نشان می دهد که TGF-B ، یک پروتئین بسیار حفاظت شده تنظیم کننده رشد ، مستقیما بوسیله ویروس آنفولانزا فعال می شود وآپوپتوزیس را القاء می کند .
افزایش فعالیت TGF-Bدر 8 ساعت بعد از عفونی کردن جوجه ها با TY/ont مشاهده شد . جالب است که ، جوجه هایی که با غلظت معادل از A/Mallard/Wisconsin یک سویه کم پاتوژن ، عفونی شدند افزایشی در فعالیت TGF-B را نشان ندادند وسطح آپوتوزیس خیلی پایین بود .
بحث :
در این مطالعات ما نشان دادیم که ویروس 156 هنگ کنگی ابتدا در اپیتلیوم دستگاه تنفس همانند سازی می کند و به دنبال آن به سرعت در بدن پخش می شود . افزایش آپوپتوزیس به نظر می رسد که درابتدای عفونت رخ می دهد وبا گذشت زمان افزایش 
می یابد. بر خلاف دیگر سویه بسیار پاتوژن آنفولانزای مرغی ، HK156 قادر نیست که TGF-B را فعال کند . دلیل این مسئله نامعلوم است .( 7، صفحه 26)
پاسخ های ایمنی سلولی وهمورال خوک به یک عفونت با ویروس آنفولانزا یا بعد از واکسیناسیون خوکها بر علیه آنفولانزا بطور رایج بوسیله دو دفعه به روش داخل ماهیچه ای با استفاده از یک واکسن غیر فعال ویروس کامل ، حاوی آدجوانت صورت می گیرد . همچنین یک واکسن تیترهای بالای آنتی بادی IgG را در خون القاء می کند ومی تواند نقش حفاظتی در برابر بروز علائم بیماری داشته باشد . اما محافظت در برابر یک عفونت وسویه های مختلف از نظر آنتی ژنتیکی از تحت تیپهای مشابه هنوز بصورت سوال باقی مانده است . ما باور داریم که یک دستور کار واکسیناسیون که بیشتر یک پاسخ ایمنی ماهیچه ای و ایمنی سلولی را تحریک می کند . مصونیت بهتری بوجود می آورد . بنابراین ، ما شروع به مطالعه مقایسه ای بین پاسخ های ایمنی بعد از یک عفونت طبیعی و واکسیناسیون کردیم . ( 7، صفحه 26) 
بحث :
نتایج دل بر یک ترشح فعال آنتی بادی های موضعی IgA در ششها واعضاء بویایی وترشح موضعی IgG1 در ششها پس از عفونت باویروس آنفولانزای مرغی 
می باشد . این آنتی بادی های موکوسی می تواند ایمنی موضعی در برابر عفونت مجدد پدید آورد . 
واکسیناسیون مرسوم با یک واکن حاوی ویروس کامل غیر فعال به همراه ادجوانت بطور عمده پاسخ ایمنی سیستمیک با تولید IgA را تحریک می کند که در برابرنومیا ایجاد مصونیت خواهد کرد. پیشرفت روش ایمنی زائی که تولید IgA موکوسی را تحریک می کند ممکن است یک واکسیناسیون کارآمد را فراهم سازد . 
آنتی بادی های IgA اختصاصی برای ویروس آنفولانزا برای دوره کوتاهی پس از عفونت قابل جداسازی هستند . بنابراین ، الیزای IgA برای تشخیص عفونت اخیر ویروس آنفولانزا می تواند استفاده شود . ( 7، صفحه 27)

قسمت چهارم :
واکسیناسیون وآنتی ویروسها 
هیدروکلرید آمانتادین ویکی از آنالوگهای آن ( ریمانتادین ) داروهای ضد ویروسی برای کاربرد سیستمیک برای جلوگیری از آنفولانزای A هستند . این داروها پوشش زدایی ( uncoating) ویروس آنفولانزای A را در سلول میزبان مهار می کنند. عمل ضد ویروسی عمده عبارت است از مسدود کردن کانال یونی فعال شده بوسیله اسید از طریق پروتئین M2 ویروسی . موتانتهای مقاوم به دارو ایجاد شده وپخش می گردند . آمانتادین نسبتاً غیر سمی است ولی ممکن است سبب تحریک سیستم عصبی مرکزی همراه با گیجی وبیخوابی خصوصاً درسالمندان گردد .
ریباویرین « یک آنالوگ نوکلئوزید صناعی » وانترفرون در موشها فعالیتهای ضد ویروسی بر علیه آنفولانزای A نشان داده اند ولی شواهدی از موثر بودن آنها در انسان در دست نمی باشد . تلاشهای منطقی برای طراحی دارو معطوف به مجموعه ترانس کریپتاز ویروسی است که یک روند اختصاصی ویروس بوده و به مهار کردن حساس می باشد . ( fields, vol.2)
در ایالت متحده ، واکسنهای ویروس آنفولانزا که بطور تجاری برای انسان ها ، اسبها وخوکها در دسترس هستند واکسنهای غیر فعال ویروس کامل یا تحت واحد می باشند . درحالی که این واکسنها ممکن است میزان مرگ ومیر وشدت بیماری را کاهش دهند اما آنها نمی توانند یک مصونیت پایدار در مقابل عفونت پدید آورند : درمقابل ، بهبودی از عفونت تجربی با ویروسهای آنفولانزا در حیوانات یک مصونیت پایدار را در برابر برخورد مجدد با عامل بیماری پدید می آورد . ما درصدد فهم اساس ایمونولوژیک این نوع مصونیت برآمدیم وسعی در ساخت واکسنهایی که در چنین سطحی بتوانند ایمنی زائی داشته باشند گردیم .
DNA واکسیناسیون شامل تجویز DNA پلاسمیدی است که یک ایمونوژن راکد 
می کند که دراین مورد ایمونوژن مورد نظر ما HA ویروسهای آنفولانزا بوده و به تجویز ایمونوژن به صورت پروتئینی ارجحیت دارد . DNA را می توان به روشهای مختلف تجویز کرد ، شامل تزریق parenteral ، استفاده درموکوس ، تلقیح با تفنگ ژنی در اپیدرم . یکی از بزرگترین امتیازات این حقیقت است که آنی ژنها به صورت denovo « بدون الگو» در سلولهای عفونی شده ساخته می شوند وسپس می توانند هم به وسیله ملکوبهای MHCI وهم MCHI عرضه شوند وهمانطور که ایمنی همورال را تحریک می کند ایمنی سلولی را نیز تحریک کنند 
فراتز از فراهم آوردن یک راه جدید به ایمنی زائی ، DNA واکسن همچنین یک ابزار قوی و مناسب برای تعدیل وفهم اساس پاسخهای ایمنی می باشد .
ما بر روی DNA واکسیناسیون برعلیه ویروسهای آنفولانزای مرغی وخوکی کار کردیم، با مطالعه بر روی موش شروع کردیم وسپس به اسب وخوکها منتقل کردیم 
در تعدادی از آزمایشاتمان DNA ، HAوپلاسمید دومی را که IL-6 را به عنوان یک سیتوکاین ادجوانت کد می کرد تجویز کردیم . ( 7، صفحه 6)
بحث ونتایج :
آزمایشات اولیه مادر موش نشان داد که وکسن اسبی از نوع HAو DNA یک مصونیت نسبی پدید می آرورد . کارآیی واکسن به میزان قابل توجه ای بوسیله تاخیر در زدن دوز یادآور از 3 تا 9 هفته افزایش پیدا می کند . ( 90% موش های واکسینه شده کاملاً مصون شدند . ) این موضوع شامل دیگر DNA واکسنها هم می شد که با طولانی کردن زمان یادآوری مصونیت بالا می رود . 
تجویز توأم DNA ، IL-6 انسانی + پلاسمید HA اسبی یک مصونیت کامل در موش پدید می آورد ، بطوری که در ریه هیچ کدام از موشها هیچ ویروسی بعد از برخورد مجدد با ویروس قابل تشخیص نبود .
اضافه کردن IL-6 باعث افزایش آنتی بادی های اختصاصی ویروس درسرم ودر موکوس ( IgA ) ولی بطور غیر منتظره سطح IgA اختصاصی در ترشحات بینی افزایش پیدا کرد . نقش بالقوه IgA موکوسی در محافظت همچنین در مطالعات ما بر روی DNA واکسن در اسبها نیز مشخص شد . در یک مطالعه مقایسه ای DNA واکسیناسیون اسب در پوست + محلهای موکوسی « زبان وملتحمه » ، همینطور در موش ، مصونیت بر علیه ویروس با وجود IgA اختصاصی ویروس « IgGb » در ترشحات بینی وفقدان IgA قابل تشخیص همراه بود.
درمطالعات اولیه واکسیناسیون اسب بوسیله DNA ، HA + IL-6 « اسبی » حیوانات دوباره در حضور IgGb اختصاصی در سرم و ترشحات بینی مصون شدند اما درغیاب IgA در زمان برخورد مجدد باویروس .
هنوز ما از مطالعات گذشته می دانیم که بهبودی از عفونت تجربی با ویروس آنفولانزا در اسبها پاسخ های قوی IgA بینی را القاء می کند . پس ، به این موضوع مهم باید توجه داشت که احتمالاً DNA واکسنها به جای اینکه روند ایمنی زائی ساده ویروس را تقلید کنند از طریق مکانیسمهای منحصر به فردی ایجاد مصونیت می کنند . 
در مطالعات اولیه بر روی خوکها ما یک دوز پایین از DNA واکسن را بکار بردیم . همانطور که در اسبها ، تجویز DNA از طریق سطوح موکوسی بهتر از واکسیناسیون در پوست بود اما حیوانات قبل از برخورد مجدد با ویروس هیچ تغییر سرمی را نشان ندادند و در مقابل ویروس ایمن نشدند . 
اما جالب است که خوکها که بوسیله DNA واکسینه شدند بعد از برخورد مجدد پاسخهای قوی آنتی بادی HI را نشان دادند . پس ، یک راهی که ما بطور رایج 
می توانیم برای مصون کردن خوکها بکار بریم تجویز DNA واکسن وسپس یادآوری آنها با یک واکسن پروتئینی مرسوم می باشد . 
بعلاوه ، مطالعات با آزمایش دوزهای بالاتر وطرق مختلف واکسیناسیون DNA واکسن و بررسی پاسخهای ایمنی دنبال گردید . ( 7، صفحه 61 )
مصون سازی جوجه ها بوسیله ویروس آنفولانزای مرغی غیر فعال و واکسنهای نوترکیب آبله پرندگان از آنفولانزای بسیار بیماریزای H5 از جنبه تغییرات ژنتیکی در ویروسهای مزارع در طول سالها .
بطور مرسوم ، کنترل آنفولانزای مرغی بسیار پاتوژن « HPAI » از طریق تدابیر سرکوب کنندگی صورت می گیرد . استفاده از واکسن به برنامه های کنترلی در برابر آنفولانزای با بیماریزایی متوسط در مرغابی های Midwestern ایالت متحده محدود می شود واخیراً نیز بر علیه HPAI در پاکستان ومکزیک انجام می گیرد . 
در USA ، سرویس حفاظت سلامتی گیاهان وحیوانات (APHIS ) یک استراتژی را برای کنترل HPAI در آینده تنظیم کرده است که می تواند شامل استفاده از واکسن دریک برنامه چند جانبه ریشه کنی می باشد .
در انسانها، واکسنهای تری والان غیر فعال برای کنترل وپیشگیری تیپهای A,B آنفولانزا مورد استفاده قرار می گیرند اما بدلیل تغییرات آنتی ژنتیکی ، واکسنها دارای عمر مفید محدودی هستند وترکیب آنها تصمیم گرفته شده که هر ساله تنظیم شود .
سیر مطالعات به این جهت کشیده شده که تعیین کنند آیا لازم است که واکسنهای برعلیه HPIV H5 بطور مکرر برای فراهم آوردن یک مصونیت کافی تغییر پیدا کند . 
( 7، صفحه 62)
مواد روشها :
آزمایش 1- گروههای 10 تایی از جوجه های سفید Leghorn 4 هفته عاری از پاتوژن اختصاصی بطریقه زیر جلدی با هریک از 12 کاندید واکسنهای غیر فعال AI ، ایمن شدند . واکسنهایی که استفاده شدند شامل یک مایع تخم تلقیح نشده ، یک H7AIV ده H5AIV بودند . برخورد با ویروس 3 هفته بعد از واکسیناسیون ( PV ) بوسیله تلقیح داخل بینی ( IN) به میزان 7/7 10 ELD50 از ویروس HP Chick/Que/14588/95AIV صورت گرفت . نمونه سوآپ از دهان وگلو و کلوآک در زمان حداکثر ریزش ویروس گرفته شد ، 3 روز بعد از تلقیح ( PI ) ، برای جداسازی ویروس آن را در جنین 10 روزه تخم مرغ کشت دادیم . توالی آمینواسیدی مشهور HA1 برای واکسن و ویروسهایی که برخورد مجدد با آنها داشتند تعیین شد.
آزمایش 2-90 تا جوجه SPF WL یک روزه با یک واکسن حامل نوترکیب آبله پرندگان حاوی یک ژن HA اضافه شده از Turkey/Ireland/83(H5) « وکتور HA » ایمن شدند . 90 جوجه نیز با وکتور آبله پرندگان « وکتور کنترل » ایمن شدند . 
در هفته سوم ، 10 تا از جوجه های ایمن شده با وکتور – HA و 10 تا از جوجه های ایمن شده با وکتور کنترل بصورت IN با 250 دوز کشنده جوجه از 1 تا HP AIV9 مختلف تلقیح شدند ( جدول 2 ) نمونه ها مشابه مانند بالا گرفته شدند .
نتایج :
آزمایش 1- قطعه HA1 از پروتئین HA از ویروسهای واکسن H5 دارای 100%- 8.96از آمینواسید های مشهور مشابه با HA1 از HP H5 AIV بودند . برای گروههای واکسن H5، بیشتر جوجه های ایمن شده فاقد علائم کلینیکی بودند و بعد از مواجه با HPAI H5 AIV زنده ماندند . ( جدول 1)
گروههای واکسن Sham ,H7 دارای 100% بیماری و و 90% مرگ ومیر بعد از مواجه با ویروس مشابه با گروههای بالا بودند . AIVدر 83% جوجه های با التهاب حفره گلو دهانی از 12 گروه در روز سوم PI جدا شد .
تیترAIV بدست آمده 305-103 10ELD50/ml از محیط کمتر برای واکسنهای H5 همانطور که با گروههای sham یا H7 مقایسه شد . AIV از کلوآک جوجه های ایمن شده با H5 کمتر جدا شد ( 20% ) وقتی که با گروههای ایمن شده با sham ,H7 (60%) مقایسه گردید . تیتر ویروس برای تمامی نمونه های کلوآک پایین بود . آزمایش 2- قطعات HA2,HA1 از پروتئین HA دارای 87.3-100%توالی آمینو اسیدی مشهور مشابه بین 9 برخورد مجدد AIV و ویروس واکسن وکتور – HA بود . واکسن نوترکیب آبله پرندگان H5 یک مصونیت کامل را در برابر مرگی که به دنبال برخورد با نه H5 HP AIV رخ می داد شدند . « جدول 2»
گروههای کنترل دارای ویروسهای جدا شده از اوروفارنیکس « 90% » و « 88% » کلوآک بودند. گروههای وکتور –HA حذف شدند یا به حداقل رسانده شدند ، AIV از کلوآک در 9 گروه واز اوروفارنیکس در تمام گروهها به جز chicken/Queretaro/14588/959 chicken/PA/1370/83 (7، صفحه 63)
بحث :
داده ها نشان می دهند که تغییرات مکرر واکسنهای H5 AI ممکن است برای پدید آوردن یک مصونیت کامل از بروز علائم کلینیکی ومرگ دراثر ویروسهای مزارع ضروری نباشد . ایمن زائی با این واکسنها باید ریزش AIV رااز اروفارینکس و کلوآک جوجه هایی که در معرض AIV قرار گرفته اند کم کند . لیکن ، ویروسهایی که دارای 90% همولوژی در HA با واکسن هستند و در معرض مجدد ویروس قرارمی گیرند ممکن است که در ریزش AIV از اوروفارنیکس کاهش نشان ندهند . ( 7، صفحه 64 )
محافظت از موش با زانامیویر و ریمانتادین بعد از عفونت در موشهای عفونی شده با ویروس A/Hong Kong/156/97( H5N1 ) با زانامیویر و ریمانتادین 
مقدمه :
به دلیل اینکه ویروس بسیار پاتوژن A/Hong Kong /156/97(H5N1 ) دارای شیفت آنتی ژنی در آنتی ژنهای سطحی HA ,NA می باشد واکسنهایی که هنگام شیوع این ویروس استفاده شد قادر به مصون سازی نبود . آمانتادین وریمانتادین برعلیه عفونت ها و ویروسی آنفولانزا A موثر هستند . لیکن ، استفاده از این دارو ها بوسیله ظهور سریع موتانت های مقاوم به دارو و عوارض جانبی خود داروها محدود می گردد. یک داروی جدید ضد آنفولانزا، زانامیویر، نشان داده شده که برعلیه عفونت آنفولانزای A,B در موش ، موش صحرائی وانسانها موثر می باشد وبخوبی تحمل 
می شود . لیکن ، علی رغم پتانسیل بالای زانامیویر بر علیه NA ویروسهای آنفولانزای بسیار پاتوژن در in vitro ، دارد قادر به محافظت جوجه ها برعلیه تعدادی از 
سویه های طاعون پرندگان نمی باشد .
این مسئله برای تحقیق مهم می باشد که چگونه زانامیویر برعلیه این سویه بخصوص ویروس در سیستم پستانداران موثر می باشد . 
بحث :
در این مطالعه ما عفونت آنفولانزای (H5N1) HK/97 را در مدل پستانداری وایجاد کردیم ونشان دادیم که تجویز داخل بینی zZanamivir وتجویز دهانی ریمانتادین باعث ایجاد محافظت در برابر عفونتهای کشنده می کند این موضوع بوسیله سه شاخص کنترل گردد:
کاهش در تیترهای ویروسی شش ، کاهش در بیماریزائی که از طریق کاهش وزن بررسی گردید ، وکاهش در مرگ و میر هم بطور مطلق از طریق تعدادآنهایی زنده اند وهم بوسیله کنترل زمان بین عفونت ومرگ بعنوان MSD یا میانگین طول روزهای عمر . این داده ها دلایل منطقی را برای مطالعات بعدی بر روی زانامیویر وداروهای وابسته در درمان ویروسهای آنفولانزای مرغی با قدرت عبور از سدهای بین گونه ها وبیماریزائی در پستانداران فراهم آورد . 
لیکن باید به خاطر داشت که داده های گزارش شده در اینجا برای پیشگیری ودرمان بیماری ممکن است منعکس کننده غلبه این دارو درزمان تاخیر در درمان نباشد 
( 7، صفحه 68)
ایمونوژنسیته گلیکوپروتئین های آنفولانزا با فرمهای مختلف سازماندهی سوپر ملکولی راهی که یک Ag به سیستم ایمنی عرضه می شود اغلب برای دستیابی به پاسخ ایمنی عملی تعیین کننده می باشد . نشان داده شده که یک Ag می تواند وقتی که در یک حالت مجتمع ، به فرم کلوئیدی برای مثال بعنوان مسیل پروتئین عرضه گردد بیشتر 
آنتی ژنتیک می گردد.
گلیکوپروتئین های قابل حل Envelop ویروس آنفولانزا بر روی کمپلکس های ملکولی مختلف مانند مسیلها ، لیپوزمها و ISCOM ها از طریق بر هم کنش های هیدروفوبیک دمین ها انتقالی غشاء راحت تر سوار می شوند . 
بنابراین تغییر فرم سوپرملکولی گلیکوپروتئین جدا شده یکی از راههای احتمالی برای افزایش ایمونوژنسیته می باشد .
هدف از این مطالعه تحقیق بر روی فعالیت ایمونوژنیک ساختمانهای آنتی ژنی مختلف ( میسل ها ، ISCOM ها ) تهیه شده از آنتی ژنهای گلیکوپروتئین ویروس آنفولانزا می باشد (  A/FPV/Rostock/34 ) .

بحث :
نتایج بدست آمده نشان می دهد که فرمهای مختلف ملکولی آنتی ژن سطوح مختلف ایمنی همورال را تحریک می سازد . ISCOM ها بهترین فرم تحریک کننده سیستم ایمنی از گلیکوپروتئین های خالص FPV است که سطح بالایی از ایمنی همورال را نسبت به میسل گلیکو پروتئین ها تحریک می سازد . ISCOM ها همچنین یک سطح بالایی از آنتی بادی ها را در زرده تخم مرغ تحریک می سازند.
تیتر آنتی بادی زرده تخم مرغ مرتبط با سطح آنتی بادی های سرم می باشد .

کارآیی ریمانتادین در برابر آنفولانزای پرندگان :
آنفولانزای مرغی درفرم کلاسیک طاعونی ( FCP ) به ندرت پدید می آید . لیکن ، در تعدادی از کشورهای دنیا این عفونت بوسیله شیوعهای epizootic ظاهر می شود ، که توسط سویه های ویروس آنفولانزا از دیگر تحت تیپها ، که بوسیله بیماریزایی کم در مقایسه با ویروس FCP مشخص می شدند . بیماریهای تنفسی بویژه اپیزوتیک های آنفولانزا میان جوجه ها ، معمولاً با بیماریهای اپیدمیک در میان مردم همزمان می شد یا اینکه کمی بعد از آن رخ می داد . مکرراً این ویروسهای تغییر یافته آنفولانزا از جوجه های عفونی شده وپرندگان synanthropic که باعث بیماری در آنها می شود جدا شده اند وبا آنتی ژنهای واقعی برای انسان مشابهت داشت .
نتایج :
بعد از بکار بردن ریمانتادین در روزهای 5 تا7 درمان ، علائم کلینیکی آنفولانزا ناپدید گشت میزان تلفات پرندگان به میزان 3و8% کاهش پیدا کرد. تیتر آنتی بادی های اختصاصی در 5 و2% از سرمهای تست شده یافته شد ، درحالی که درگروه جوجه های درمان شده با اریترومایسین این درصد 21% می باشد . اثر درمانی ریمانتادین برعلیه آنفولانزای پرندگان 85و7% ساختگی می باشد .
بحث :
نتایج بدست آمده تاثیر بالای درمانی ریمانتادین را در طول درمان آنفولانزا در پرندگان در مقایسه با اریترومایسین تایید می کند . با استفادهاز روش اسپری کردن ریمانتادین میزان مورد استفاده کمتر می شود وقیمت تمام شده نیز کمتر می گردد و کارآیی نیز بالا می رود . 
شناسایی وتحت تیپ بندی ویروسهای آنفولانزای مرغی بوسیله RT-PCR :
ویروس آنفولانزای مرغی بوسیله RT-PCR با استفاده از یک سری پرایمرهای اختصاصی برای ژن نوکلئوپروتئین ( NP ) ویروس آنفولانزای مرغی صورت 
می گیرد. 
تحت تیپهای HA ویروس آنفولانزای مرغی بوسیله انجام همزمان 15 واکنش RT-PCR تعیین می گردد ، هر کدام با استفاده از یک سری پرایمر اختصاصی برای یک تحت تیپ HA برای یک سویه تنهای ویروس یا جدا شده ، فقط یکی از 15 واکنش RT-PCR محصولات با اندازه ای که انتظار داریم راتولید می کند و در نتیجه تحت تیپ HA ویروس آنفولانزا تعیین می گردد . نتیجه تحت تیپ HA سپس بوسیله بررسی توالی های محصولات PCR تایید می گردد. تمامی 80 سویه یاویروسهای آنفولانزای جدا شده بوسیله روش RT-PCR تحت تیپ بندی شدند ونتیجه RT-PCR یک انطباق عالی « 100% » با نتایج روش سرولوژیکی مرسوم داشت . این روش RT-PCR سری وحساس می باشد و می توان برای شناسایی وتعیین تحت تیپ HA ویروس آنفولانزای مرغی در ارگان هموژنه شده استفاده کرد .  

 

ويروس گامبورو 
ويروس گامبورو تنها ويروس بيماريزاى خانوادة بيرناويريده است و داراى دو جزء منفک 60 نانومتر و 20 نانومتر است. ويروسى بسيار مقاوم که 56 درجة سانتيگراد را 5 ساعت و 60 درجة سانتيگراد را 90 دقيقه و حرارت 70 درجة سانتيگراد را بمدت 60 دقيقه تحمل ميکند. ويروس برونشيت حرارت 56 درجة سانتيگراد را 20-15 دقيقه تحمل ميکند. 
ويروس گامبورو در PH اسيدى مقاوم و در PH قليايى زود از بين ميرود. سود سوزآور 4% آنرا از بين ميبرد ولى ترکيبات چهارتايى آمونيوم مثل مرتيولاتها اصلاً اثر ندارند. 
فرمالدئيد 5% در عرض يک ساعت ويروس را از بين ميبرد و ترکيبات هالوژندار مثل يد و کلر مؤثر است ولى ترکيبات فنلى در بعضى شرايط مؤثر و در اکثر شرايط بى تأثير است.

کشت ويروس 
ويروس گامبورو در کليه جوجه و فيبروبلاست جنين کشت ميشود. اگر براى اولين بار در پرده کوريوآلانتوئيک جنين 11-10 روزگى تزريق شود جراحتى ايجاد نميکند ولى بعد از 5-4 پاساژ باعث مرگ جنين ميشود. 
خونريزى زير جلدى، نکروز کبد، رگه هاى زرد رنگ در کبد، نکروز عضلانى، سبز شدن کيسه زرده به خاطر اختلافات کبد و پس زدن صفرا در جنين مرده ديده ميشود. 

سروتيپ هاى ويروس 
از نظر آزمايش خنثى شدن ويروس دو سروتيپ زير وجود دارد: 
1- براى ماکيان بيماريزا است و بعضى از سويه ها با 50% تلفات و برخى از سويه ها بدون علامت بالينى هستند. 
2- در اردک و بوقلمون بيماريزاست و براى ماکيان بيماريزايى ندارد. 
بيماريزايى 
ويروس گامبورو سلولهاى B فوليکولهاى لنفاوى بورس را از بين ميبرد لذا بيماريزائى ويروس با رشد بورس فابريسيوس ارتباط مستقيم دارد. ويروس گامبورو بر سلولهاى T فوليکولهاى لنفاوى بورس کمتر اثر دارد . 
بيمارى گامبورو در مقابل بيماريهايى مثل نيوکاسل ، لارنگو ، برونشيت ، سالمونلا ، کلى باسيل ، مارک و کمخونى عفونى و حتى واکسيناسيون آنها بدن را ضعيف مى کند . 
اگر ويروس در هفته اول زندگى به جوجه حمله کند بسته به پادتن هاى مادرى از همان لحظه اول يا از هفته سوم به بعد بيمارى ايجاد مى شود. (از راه چشم) 
مثلاً در بيمارى برونشيت که ايمنى مخاطى توسط پلاسماسل هاى غدد هاردرين ايجاد مى شود. اگر ويروس گامبورو در هفته اول به چشم حمله کند پلاسماسل ها را از بين ميبرد (تا 5-4 هفته)  ايمنى مخاطى از بين ميرود . چون بيماريزايى ويروس نسبت مستقيم با رشد بورس دارد اگر ويروس قبل از 3 هفتگى وارد بدن شود چون بورس کوچک است شدت بيمارى کمتر بروز مى کند عليرغم آنکه تضعيف ايمنى زيادتر است . 
ولى در 7-3 هفتگى چون بورس بزرگ است نشانى ها بيشتر تظاهر مى کند هر چند تضعيف ايمنى زياد نيست از سن 10 هفتگى به بعد گامبورو از نظر تضعيف ايمنى و ايجاد عارضه اثرى ندارد . 

واگيرى بيمارى 
در گله هاى گوشتى و تخمگذار ، تخمگذاران حساسترند . بيمارى از يک قسمت سالن شروع و در عرض 2-1 هفته تمام سالن را ميگيرد . انتقال بيشتر توسط وسايل و افراد است . وان آلوده تا 50 روز آلوده است . تا 4 ماه در محيط باقى مى ماند . در بستر آلوده 2-1 ماه عفونى است . انتقال عمودى وجود ندارد . انتقال از راه هوا ضعيف است . نقش حشرات و موش بسيار زياد است . جوجه ها معمولاً فقط تا 2 ماه ويروس را در خود دارند و بعد از آن دفع نمى کنند . 

علائم بالينى 
دوره نهفته 4-2 روز بيمارى معمولاً در سن 6-4 هفتگى ظاهر مى شود . ميزان واگيرى 70-15% تلفات 15-10% دوره بيمارى 7-4 روز . عدم تحرک ، افسردگى ، پژمردگى ، اسهال سفيدگچى در اطراف مقعد به علت تحريک فهارش کلوآک نوک زدن و کانايباليسم ، اسهال خونى . 

کالبدگشائى : 
لاشه پرخون چينه دان خالى ، عضلات سينه و ران خشک و خونريزى منتشره در آنها ، خونريزى در غشاء ، سروزى سنگدان و قلب ، پيش معده و روده راست و ايلئوم و دريچه ايلنوسکال ، پانکراس و کليه ها نارنجى ، حالب ها حاوى رسوب اوراست . 
بورس برزگ و نارنجى صورت تا قرمز خونى ، حاوى مواد پنيرى و چرک که بعد از 4-3 روز از شروع بيمارى کوچک مى شود . 

تشخيص 
منحنى تلفات ، ضايعات بورس و کليه 
کوکسيديوز (بعلت خونريزى جدار روده و کلواک) نيوکاسل (تلفات و خونريزى پيش معده) برونشيت (بعلت علائم کليوى) سندرم کليه و کبد چرب (بعلت تلفات بالا) مارک (تومورهاى بورس و . . . ) 

پيشگيرى 
ضدعفونى مؤثر و دقيق با تست مواد ضدعفونى کننده مؤثر ، استفاده از حشره کش ها ، اطمينان از عدم آلودگى پودر گوشت ، خوددارى از رفت و آمدهاى بيمورد . 
ايمنى مادر : واکسيناسيون در 17-16 هفتگى 
ايمنى جوجه : 1 روزگى (تزريق قطره چشمى و اسپرى) 

 

● برونشيت عفونى طيور IB 
بيمارى ويروسى بسيار واگيردارى است که جوجه هاى زير 6هفتگى به فرم تنفسى آن و مرغهاى بالغ به فرم کاهش توليد تخم مرغ مبتلا مى شوند . 
بيمارى مخصوص ماکيان است و نژادهاى مختلف ماکيان حساسيت متفاوتى دارند . البته فرمى از بيمارى در قرقاول نيز ديده شده است . در مناطقى که مرغداريها متراکم هستند بايد واکسيناسيون انجام شود مثل لارنگوتراکئيت عفونى طيور و همچنين در ايران سويه ماساچوست ديده شده است . 
ويروس IB 
کورناويروسى بنام Tarpie pulli باندازة 200-90 ميلى ميکرون ، RNA 
ويروس 8 سروتيپ دارد که هر سروتيپ واريانت هاى مختلفى دارد . 

مقاومت ويروس IB 
حرارت 55 درجة سانتيگراد را حدود 15 دقيقه و 37درجة سانتيگراد را تا 90 دقيقه متحمل مى شود و در حالت ليوفيليذه تا 30 سال در يخچال باقى ميماند . 
توسط فرمالين 1% در عرض 1 دقيقه بى اثر مى شود در حاليکه فنل 1% در عرض 1 ساعت نيز کارآ نمى باشد . 

کشت ويروس 
ويروس در عرض يک ساعت در مجاورت تريپسين 1% گلبولهاى قرمز مرغ را جمع مى کند . 
در جنين تخم مرغ 10-9 روزه و کشت بافت ريه و کليه جنين رشد مى کند و کليه جنين حساسترين کشت است . در پاساژ اول در روى جنين آثار چروکيدگى کيسه جنين و کلفت شده پرده آمينيون مجاور حنين و کوچک شدن جنين ديده مى شود و وضعيت داخلى جنين به هم خورده است و بالها روى سر قرار مى گيرند و مثل پاها روى سر فشار ميآورند . ويروس بايد 10 پاساژ داشته باشد تا جنين را بکشد . 

بيماريزايى 
بيمارى مخصوص ماکيان است و سويه هاى مختلف بافتهاى مختلف اپى تليال ناى (از بين بردن مژه ها) ، اپى تليال مجراى تخم در دستگاه توليد مثل و حتى کليه را درگير مى کنند . در زمستان بيمارى فراوانتر و با تلفات بيشتر است. 

انتقال ويروس IB 
مهمترين راه باد وراه Air born است ولى بطور مکانيکى با افراد و وسايل . . . نيز صورت ميگيرد . 
حاملين نقش چندانى ندارند و مبتلايان در عرض 6-4 هفته پاک مى شوند . ولى مرغهاى کمى آلوده باقى مانده و در دورة تخمگذارى بعلت تخمگذارى شديد هورمونى در صورت ايمنى پائين گله سبب انتشار بيمارى مى شوند . شفا يافتگان ايمنى قوى دارند . 

ايمنى 
ايمنى موضعى غددهابل کُل ناى و دستگاه تنفسى نقش اصلى را دارند . انتفرون و ايمنى سلولى دخالتى ندارند ولى ايمنى هومورال در ايمنى پاسيو نقش دارد که تنها باعث کاهش شدت بيمارى مى شود و از بيمارى جلوگيرى نميکند . 
اگر ايمنى پاسيو مادرى توسط سوش بيماريزا باسوش واکسن يکى باشد از نتيجة واکسن مى کاهد . 

علائم بيمارى 
دوره کمون کوتاه و 96-36 ساعت است و ارزش تشخيصى دارد براى اينکه در عرض 3-2 روز تمام گله را بيمار مى کند در حاليکه در بيماريهاى ديگر چنين نمى شود . 
جوجه زير 6 هفتگى : ترشح چشم و بينى ، کم مصرف شدن آب و دان ، دور هم جمع شدن ، سرفه ، عطسه ، نفس نفس زدن ، تنفس با دهان باز ، سوت کشيدن و مرگ در اثر خفگى . 
گلة بالغ : کاهش شديد تخم مرغ تا 50% که 5-4 هفته ادامه دارد و بعد از اين مدت بتدريج بالا ميرود ولى بمقدار اوليه نميرسد . پوستة تخم مرغ اگر قهوه اى بود بى رنگدانه و سفيد مى شود ، نازک و ترک خورده است و گاهى تخم مرغ پوسته سفت را ندارد و لمبه اندازى صورت ميگيرد . تخم مرغها شکل هاى غير طبيعى دارند . دانه هاى گچى روى پوسته است که پوسته را زبر مى کند . سفيده آبکى است و بعلت غشاى نازک زرده به سهولت زرده با سفيده قاطى مى شود (مثل يک تخم مرغ فاسد) . 

فرم کليوى بيمارى 
اين فرم بيشتر در 26-6 هفتگى ديده مى شود ولى در صورت عدم تماس جوجه يا مرغ با ويروس در هر سنى ديده مى شود . در مرحله اول علائم زودگذر تنفسى ديده مى شود . 
در مرحلة دوم ويروس به کليه حمله کرده ← دفع سديم و پتاسيم← خون غليظ و پوست بدن و تاج و ريش خشک و تيره مى شوند . اسهال شديد سفيد رنگ (اسهال گچى) که به مجرد اينکه به زمين برسد مثل گچ سفيد و سخت ميشود . اين اسهال منشأ کليوى دارد در صورتى که اسهال گچى دستگاه گوارش آبکى است . 
21-6 روز بعد از بروز بيمارى تلفات بالا ميرود و بعد از 24 روز تلفات پائين ميآيد . ميزان تلفات در شرايط خوب بهداشتى 10-5% و در شرايط نامساعد بهداشتى 50% است . 
نژادهاى سبک به اين فرم بيمارى حساستر از نژادهاى سنگين هستند . خروسها به اين فرم حساستر از مرغها هستند . 

کالبدگشايى 
فرم تنفسى : ترشحات چرک پنيرى در چشم و دستگاه تنفس بخصوص در محل دو شاخه شدن ناى (علت خفگى) ، پرخونى ناى و ريه کدورت کيسه هاى هوايى و پنومونى ريه . 
فرم کاهش توليد تخم مرغ : احشاى داخلى و درده پرخون ، زرده له شده ، طول و وزن اويروکت ↓ (که در 21روز بعد به حالت عادى برميگردد) اگر گله در زير 2هفتگى مبتلا شود ويروس به اپى تليال اويروکت جمله و جراحات کيستيک ايجاد مى کند که در هنگام تخمگذارى بسته به محل کيست تخم مرغ ناقص ساخته مى شود عليرغم آنکه مرغ ظاهر خوب يک تخمگذار خوب را دارد . 
فرم کليوى : جراحات لاشه بعد از 5روز حمله ويروس ديده مى شود . تورم شديد کليه ، رسوبات فراوان در کليه و مجارى ادرارى که باعث ترشحات اسهالى مى شود . 
رسوبات اورات در کبد ، قلب و احشاء باعث ايجاد نقرس احشايى مى شود . 

تشخيص برونشيت عفونى 
دوره کمون خيلى کوتاه ، فرم تنفس (دهان باز و نفس نفس زدن) و آزمايشگاه . 
آزمايشگاه 
ميکروسکوپ الکترونى ، پادتن هاى درخشان ، پادتن هاى خنثى کننده (در ابتداى بيمارى و دو هفته بار با دو بار آزمايش) ، ژل ديفوزيون ، HI ، الايزا ، ديدن رشد در جنين تخم مرغ . 
(با آزمايش الايزا آنتى ژنهاى عمومى IB و اختصاصى سروتيپ ها جواب ميدهند لذا نمى توان از آن براى تشخيص سروتيپ و واريانت ويروس استفاده کرد و براى اينکار بايد از HI و VN بهره گرفت) . 

آزمايش تعارض ويروسى يا تعارض سرمى 
سرم گله مشکوک را با ويروس شناخته شده IB مجاور مى کنيم ← کشت بافت ← بعد از 24 ساعت از کشت ويروس نيوکاسل به محيط اضافه مى کنيم ← ايجاد Cpe با ND نشانگر عفونت برونشيت عفونى است . 

هيستوپاتولوژى 
نفوذ لنفوسيت ها و مونوسيت ها در زير مخاط ناى ، از دست رفتن مژه هاى سلولهاى پوششى اپى تليال ناى . 

تشخيص تفريقى IB 
فرم تنفسى : لارنگوتراکئيت ، آسپرژيلوزيس ، پاستورلوز ، لارنگو بيشتر سنين بالا را مبتلا مى کند . 
فرم کاهش توليد : ND و EDS در نيوکاسل علائم عصبى نيز داريم . 

واکسن هاى IB 
واکسن کشته : از غيرفعال شدن ويروس حاد با موادى مثل فرمالين 2/0% و بتاپروپيولاکتون 1% بدست ميآيد . در 12 هفتگى (4-3 هفته قبل از تخمگذارى) مصرف مى شود . 
حتماً تزريقى است و با واکسن هاى کشته ND + IB (دوتايى) و ND + IB + EDS (سه تايى) همراه مى شود . هنوز در ايران مصرف نمى شود . 
واکسن زنده : از سوش ماساچوست استفاده مى شود (با 120بار پاساژ) و (با 52بار پاساژ) . هر چه پاساژ زيادتر باشد بيماريزايى و ايمنى زايى کمتر مى شود . لذا در جوجه ها مصرف مى شود . 

واکسيناسيون 
اگر پادتن مادرى بالايى داشته باشد تا 12-10 روزگى احتياجى به واکسن نيست . 
اگر پادتن مادرى تيتر پائينى داشته باشد يا غير يکنواخت باشد و يا از تيترپادتن خبر نداشته باشيم واکسن در 5-1 روزگى و اکثراً در 1 روزگى مصرف مى شود . 
واکسيناسيون بصورت اسپرى و در داخل کارتن حمل جوجه ها انجام مى شود . ميزان مصرفى 200-150سى سى براى هر هزار دوز واکسن است که از سمپاش هاى دستى که قطرات درشتى از آب را روى سر جوجه اسپرى مى کنند استفاده مى شود . براى تقويت ايمنى و ايمن کردن جوجه هايى که در مرحلة اول ايمن نشده اند واکسن دوم در 21 روزگى بصورت اسپرى يا آب آشاميدنى مصرف مى شود . 
4-3 هفته به تخمگذارى واکسن از طريق آب آشاميدنى مصرف مى شود که براى هر يک دورة تخمگذارى کافى است . در مناطق آلوده توليد زياد هر دو ماه يکبار واکسن از راه آب آشاميدنى مصرف مى شود . 
در ايران 
اگر بدون در نظر گرفتن تيتر مادرى واکسن را در 1روزگى مصرف بکنيم ايمنى حاصله تا پايان هفته پنجم ادامه دارد . ولى اگر تا 16روزگى به تأخير انداخته شود تا پايان دوره پرورش جوجه گوشتى ايمنى کافى حاصل مى شود. ولى احتمال بيمارى در 16-10 روزگى خيلى زياد است . 
در ايران استفاده از IB تنها بر استفاده از (ND + IB) ارجعيت دارد (براى ايمنى کافى و دقيق) . 

درمان IB 
بعلت تخريب سلولهاى اپى تليال تنفسى و هجوم ميکروبهاى ديگر بخصوص مايکوپلاسما آنتى بيوتيک هاى وسيع الطيف لازم است . 
براى بالا بردن مقاومت بدن افزايش 3-2 درجة سانتيگراد درجه حرارت براى 3-2 هفته بهتر است . 
تشويق به غذا ، غذاى خوب ، آب سالم ، عدم تراکم ، و عدم گرد و غبار در بهبود گله نقش دارد . 
اگر بيمارى از فرم کليوى باشد قطع يا کاهش Pr جيره و نيز تجويز الکتروليت هاى Na و K لازم است . 

 

 

نيوکاسل (Newcaslle 
اين بيمارى مخصوص پرندگان، ماکيان، بوقلمون، قنارى، طوطى، مرغابى آناکرکا (وحشى) است ولى در پستانداران منجمله انسان نيز نوعى از آن گزارش شده است. پرندگان آبزى تنها بصورت ناقل (بدون علائم کلينيکى) به نيوکاسل مبتلا ميشوند. 
حدت بيمارى در درجه اول براى ماکيان و در درجة دوم براى بوقلمون است. 
ويروس نيوکاسل 
عامل بيمارى نيوکاسل پاراميکسوويروس تيپ 1 از خانواده پاراميکسوويريده، به اندازة 600-180 ميلى ميکرون ، واجد RNA و غشاء ليپوپروتئينى است و فعاليتهاى هموليتيکى، نورآمينيدازى، هماگلوتينين و خنثى شدن ويروس تماماً بوسيلة غشاء ليپوپروتئينى است. 
پاراميکسوويروس 1 تنها سروتيپ بيماريزاى شناخته شده از نه سروتيپ پاراميکسوويروس پرندگان است. اين ويروس داراى اشکال متفاوتى از رشته اى تا کروى است و سطح آن را رشته هائى به طول 8 نانومتر پوشانيده است. 
براساس حدت ويروس (زمان کشتن جنين در تزريق حفره آلانتوئيک يا زمان کشتن جوجه در تزريق داخل مغزى) سه دسته ويروس نيوکاسل وجود دارد: 
1- سويه هاى Velogenic : سويه بسيار حادى که در عرض کمتر از 60 ساعت جنين را ميکشد. 
2- سويه هاى Mesogenic : سويه نسبتاً حاد که در عرض 90-60 ساعت جنين را ميکشد. 
3- سويه هاى Lenthogenic : سويه کم حدت که در عرض بيشتر از 90 ساعت جنين را ميکشد. 
خواص ويروس 
الف ) هماگلوتيناسيون 
ويروس نيوکاسل گلبول هاى قرمز تمام پرندگان و انسان را جذب ميکند ولى گلبولهاى قرمز گاو و گوسفند، بز، اسب و خوک را جمع نميکند. براى هماگلوتيناسيون در آزمايشگاه بطور روتين از گلبولهاى قرمز ماکيان (مرغ و خروس) استفاده ميکنند. 
به دو علت زير حتماً نتيجة آزمايش را 30 دقيقه بعد از شروع آزمايش بايد خواند: 
1. خاصيت جمع کنندگى ويروس توسط آنزيم نورآمينيداز مترشحه از ويروس از بين ميرود. 
2. بعد از هماگلوتيناسيون به خاطر سازش غشاء ويروس با غشاء گلبول قرمز RBC ليزه ميشود. 
ب ) پادتن هاى خنثى کننده 
پادتن هاى خنثى کننده ربطى به آنتى ژنهاى ويروسى ندارند بلکه هر چقدر قدرت تزايد ويروس در بافتهاى بدن افزايش يابد قدرت توليد پادتن توسط ويروس زياد است. ويروس قدرت زيادى در توليد انترفرون دارد ولى انترفرون بر ويروس نيوکاسل اثر ندارد. 
ج ) مقاومت ويروس 
ويروس نيوکاسل مقاومت نسبتاً زيادى دارد و در 100 درجة سانتيگراد بمدت 1 دقيقه و در 37 درجة سانتيگراد براى ساعتها ، در 20 درجة سانتيگراد براى ماهها و در 8 درجة سانتيگراد براى سالها زنده ميماند. بستر آلوده تا 2 ماه و لاشه آلوده (اگر اتوليز نکند و گند نزند = شرايط مناسب) 12 ماه ويروس را نگه ميدارند. مقاومت ويروس در محيط خارج بستگى به محيط دارد مثلاً مدفوع بستر ، ترشحات بزاق ، مواد پروتئينى اطراف ويروس در افزايش مقاومت ويروس نقش دارند. مواد پروتئينى با جلوگيرى از رسيدن ماده ضدعفونى به ويروس و نيز با تجزيه و بى اثر کردن ماده ضدعفونى موجب حفاظت ويروس ميشوند. 
ويروس در سرما و رطوبت بالا بهتر حفظ ميشود . 
کشت ويروس نيوکاسل 
تمام ويروسهاى نيوکاسل در حفرة آلانتوئيک تکثير پيدا مى کنند . 
فقط ويروسهاى حاد و بيماريزا در کشت بافت رشد مى کنند که اولين علامت رشد آن Hemabsorbtion است . 
قدرت تزايد ويروس نيوکاسل در تخم مرغ جنين دار سويه هاى Velogenic و Lenthogenic بعلت حدت کمتر و قدرت تزايد کمتر در جنين حاوى پادتن از بين ميرود و ويروس را نمى شود از اين تخم مرغ جدا کرد . 
بيماريزايى 
براساس نوع سويه ويروسى ، حدت ويروس ، تعداد ويروس ، سن ميزبان بيماريزايى فرق مى کند و اختلاف نژادى در ماکيان از نظر بيماريزايى ويروس نقشى ندارد . ويروس از راههاى گوارشى ، بينى و چشم شکل تنفسى و از راه تزريق فرم عصبى به بيمارى ميدهد . وقوع بيماريها در تمام فصلها بخصوص فصل زمستان و تابستان ديده مى شود . کمبود ويتامين A ناشى از تشنگى و گرسنگى بمدت دست کم 24 ساعت نيوکاسل را شديدتر مى کند . در فصل تابستان بعلت حساسيت مرغ به گرما فرم عصبى بيمارى بيشتر است . وجود آمونياک حتى در مقادير ppm 20 بمدت 4 تا 6 هفته و گرد و خاک زياد نيوکاسل را بيشتر مى کند . 
اپيدميولوژى 
سويه هاى Velogenic از موش (بصورت ناقل) جدا شده است . خرگوش در اثر تزريق دچار ويرمى ميشود . 
از سوية Lenthogenic خوک واکسنهايى تهيه شده است . 
آلودگى در انسان بصورت ورم ملتحمه است . و حامل يا ناقل بودن انسان مشخص نيست . 
انتقال 
اصولاً انتقال ويروس نيوکاسل توسط ذرات معلق فضا است . 
پرندة مبتلا بعد از 48 ساعت از تمام ترشحات بدن و مدفوع ويروس را دفع مى کند و آب ، غذا ، بستر ، هوا را آلوده مى کند . باد چندان نقشى ندارد ولى طوفان ذرات معلق را جابجا مى کند . 
وسايل مکانيکى ، ماشين حمل غذا و جوجه کشى ، پودر گوشت و استخوان آلوده (آلودگى جانبى بعد از پروس) ، مرغهاى منجمد آلوده ، پرنده هاى مهاجر ، واکسنهاى تهيه شده از تخم مرغ جنين دار (آبله و برونشيت) سبب انتقال شده اند . مرغ مادر در حالت ويرمى زرده و پوسته (در کلوآک) را آلوده مى کند ولى ويروس در 5-4 روز جنين را مى کشد پس انتقال بصورت عمودى وجود ندارد . 
اگر تخم مرغ جنين مرده در داخل هچرى بعلتى شکسته شود جوجه هاى سالم بدنيا آمده در هچرى را آلوده مى کند که انتقال Egg Transmision است و Vertical نيست . بهمين علت بهتر است در موقعى که گله مادر آلوده به نيوکاسل است از تخم مرغ آن براى جوجه کشى استفاده نشود . 
علائم بيمارى نيوکاسل 
دورة کمون 15-2 روز و بطور معمول 6-5 روز است و دورة بيمارى 14-10 روز مى باشد .
1) شکل Doyle (Viscerotropic) 
بيمارى به سرعت پيش ميرود و نشانيهاى تنفسى ، احشائى و عصبى وجود دارد . سويه Velogenic عامل آن است . نفس نفس زدن ، کاهش اشتها ، بيقرارى ، افزايش درجة حرارت (6-4درجة سانتيگراد تب مى کند) ، اسهال شديد سبز رنگ و تلفات 100-90% در عرض 6-5 روز در اثر خستگى شديد بدن .در مرغهاى مقاوم در اواخر دورة بيمارى فلجى پا ، فلجى بال ، انقباض عضلانى ، پيچش گردن به طرفين و پائين دو پا ، و لرزش عضلانى ديده ميشود. 
2) شکل Beache (Penumoencephaly) 
در اين فرم که Neuro tropic Velogenic نيز نام دارد علائم احشائى ديده نمى شود . فرم بسيار حاد تلفات بالا نفس نفس زدن ، تنفس مشکل ، صداهاى تنفسى ، پيچش گردن ، لرزش عضلانى ، انقباض عضلانى و فلجى پا و بال و کاهش شديد يا قطع کامل تخمگذارى . فرم Essex To : فرم تنفسى ، تنفس با دهان باز مثل لارنگوتراکثيت ، تلفات ناشى از ناتوانى تنفسى و به پشت افتاده ميميرند . 
3) شکل Beaudette 
سويه مزوژن دخالت دارد حدت بيمارى کمتر و علائم تنفسى – عصبى است . کاهش تخمگذارى بمدت 3-1 هفته وجود دارد که گاهى به حالت نرمال بر نميگردد و تلفات از دو شکل بالا کمتر است عمده علائم تنفسى و شامل سرفه است . 
4) شکل Hitchner 
سويه لنتوژن دخالت دارد حدت بيمارى بسيار ضعيف و علائم تنفسى خيلى خفيف است . تلفات ندارد ولى زمينه ساز بيماريهاى باکتريايى دستگاه تنفس واقع مى شود . 
5) Asymptomatic Form 
هيچ نشانى و تلفاتى ندارد و فقط با آزمايش HI مشخص مى شود . در کشورهايى که نيوکاسل را ريشه کن کرده اند اين فرم ديده مى شود . در ايران سويه Velogenic و فرمهاى Doyle و Beache مشکل ساز هستند . 
کالبدگشايى 
براساس حدت ويروس ، سويه ويروس ، ميزان ويروس وارد شده ، سن ابتلاء ، نژاد و محيط جراحات از ضعيف تر تا حادتر مشاهده مى شود مثلاً در 50% لاشه ها بعلت حدت خيلى خيلى زياد ويروس هيچگونه علائمى بجز از هيدراتاسيون و خشکى لاشه ديده نمى شود . 
فرم Viserotropic 
علائم گوارشى : خشکى لاشه ، تيرگى لاشه ، خونريزى هاى چربى قاعدة قلب و چربيهاى ديگر بدن ، خونريزيهاى Ptechy مانند در پيش معده و رأس غدد آن ، زخم رأس غدد پيش معده و گاهى خونريزى کامل معده ، خونريزى زير غشاء سنگدان اولسرهاى فوليکول هاى لنفاوى روده (15-1 ميلى متر) که بيشتر در قسمت خلفى شاخ دوازدهه ، محل دوشاخه شدن روده کور يا تانسيل هاى روده کور ديده مى شود و ممکن است در راست روده و کلوآک نيز اولسر ديده شود . 
علائم تنفسى 
ترشحات سروزى در بينى و ناى همرا خونريزى ، ترشحات کازئوزى در کيسه هاى هوايى و ضخيم شدن يک يا چند پردة کيسة هوايى اگر مرغ مبتلا تخمگذار باشد غشاء زرده پاره شده و محتويات آبکى آن محوطة بطنى را پر مى کند . 
طحال در اکثر موارد متورم و گنجيدگى هايى داخل سلولهاى طحال ديده مى شود که در صورت خروج ويروس از بدن اين گنجيدگيها ديده نمى شود . 
در جنين حاصله از مرغان بيمار ، پرخونى و خونريزى عمومى بخصوص در کيسة زرده ديده مى شود . 
فرم Pneumo encephali 
علائم گوارشى وجود ندارد و علائم تنفسى ديده مى شود . 
در لاشه اى که در اواخر بيمارى بوده است فرم عصبى ديده مى شود (فلجى بالها و . . .) که در کالبدگشائى هيچ نشانى دارد و فقط نکروز آندوتليال عروق تمام بدن Prevaswlar Papiles در عروق مغز آن هم در هيستوپاتولوژى ديده مى شود . 
تشخيص بيمارى نيوکاسل 
سابقه ، علائم بالينى ، کالبدگشايى ، آزمايشگاه 
علائم عصبى (فلجى بال و گردن و پا) : بيمارى مارک ، کمبود ويتامين E ، آنسقالوميليت ، بعضى مسموميت ها . 
علائم تنفسى : برونشيت ، لارنگوترتکئيت عفونى ، آسپوژيلوز ، کويزا ، مايکوپلاسما ، وباى طيور ، طاعون مرغان . 
تشخيص آزمايشگاهى 
بايد ويروس را جدا کرد و يا پادتن هاى ضد ويروسى را اثبات کرد . 
نمونه بردارى در دورة کمون و ابتداى بيمارى انجام مى شود . در اواخر بيمارى بعلت وجود عيار بالاى پادتن جدا کردن ويروس مشکل است . 
براى سويه غيرحاد لنتئوژن فقط در ابتداى بيمارى و تنها از دستگاه گوارش و تنفس نمونه بردارى مى شود . براى سويه حاد به شرط ابتداى بيمارى هر اندامى نمونه بردارى مى شود که مغز بعلت آلودگى کمتر به عوامل ثانوى ارجعيت دارد . بافت مغز را سلايه کرده و عصاره بدست آمده را به کيسه زردة جنين 11-9 روزه تزريق مى کنيم . تلفات 24 ساعت را به حساب ضربات مکانيکى ميگذاريم و از تلفات بعد از 24 ساعت استفاده مى کنيم . به شرط شفافيت مايع آلاستوئيک آنرا با گلبول قرمز 1درصد مرغ مجاور مى کنيم  در HA به نيوکاسل مشکوک مى شويم و براى تأئيد آن مايع آلاستوئيک را با سرم اختصاصى ضد نيوکاسل مجاور مرده  HA منفى و HI مثبت خواهد شد . (در صورت وجود بيمارى) پادتن هاى درخشان براى نشان دادن ويروس در بافتها و تست الايزا براى نشان دادن پادتن و اندازه گيرى آن کاربرد دارد . معمولاً پادتن ها 10-6 روز بعد از عفونت يا واکسيناسيون ظاهر شده ودر 4-3 هفته به حداکثر رسيده و تا 12-8 ماه بدن را از بيمارى مجدد محافظت مى کنند . پادتن هاى HA زودتر از پادتن هاى SN از بين ميروند . براى نشان دادن پادتن هاى SN سرم مشکوک را با ويروس نيوکاسل مجاور کرده  کشت منفى و CPE . براى نشان دادن پادتن هاى SN سرم مشکوک را با ويروس نيوکاسل مجاور کرده  جنين تخم مرغ را نمى کشد . 
پيشگيرى نيوکاسل 
بدون رعايت بهداشت واکسيناسيون بيفايده است . 
مديريت کامل ، جلوگيرى از ورود و انتقال ويروس ، نگهدارى يک سن جوجه ها ، تهويه مناسب و . . . اهميت دارند . اگر گله قبلى مبتلا بود ابتدا با يک سيستم قوى فشار هوا ، کليّه مواد گرد و غبار سقف و ديوارها را زدوده و در کف ميآوريم و بعد کود و بستر داخل سالن را در وسط سالن جمع کرده و روى آنها ماده ضدعفونى (فرمالين ، پرمنگنات ، ترکيبات کلره) ريخته و 10-7 روز بحال خود ميگذاريم (گرماى ايجاد شده در داخل کود ويروس هاى زيادى را مى کشد) بعد کود را در خارج مرغدارى آتش زده يا در زير خاک چال مى کنيم ، بعداً سالن را با تمام دانخورى ، آبخورى ، هواکش . . . شستشو و ضد عفونى کرده و سالن را با آبگرم و مايع ضدعفونى و فشار زياد شستشو داده و بعد در و پنجره ها را بسته و با گاز حاصله از فرمالين و پرمنگنات 48-24 ساعت سالن را گاز ميدهيم و بعد از آن 24 ساعت سالن را هوا داده و اقدام به پرورش گلّه جديد مى نمائيم . 
برخى عقيده دارند بعد از ضدعفونى کامل سالن را يک ماه خالى نگه بدارند . 
ضدعفونى کننده ها عبارتند از : هيپوکلريت سديم ، سود ، پرمنگنات پتاسيم ، گاز فرمالين در زمستان براى بهتر اثر کردن ضدعفونى ، گرم کردن سالن لازم است . 
واکسن هاى نيوکاسل 
1) واکسن کشته (غير فعال) : 
از کشت ويروس حاد بر روى بافت يا جنين تخم مرغ و بى اثر کردن حاصله در اثر فرمالدئيد 5% ، بتاپروپيولاکتون1% و يا کريستال و يوله بدست مى آيد که با مواد دير جذبى مثل Gel dealumine (براى ايجاد تيتر يکنواخت طولانى در بدن) همراه مى شود . 
واکسن کشته حتماً بايد تزريق شود و بهتر است قبلاً ويروس زنده را با بدن تماس دهيم . واکسن بسيار محرک و سوزاننده براى پوست انسان است . اين واکسن با عمل انترفرانس بدن را حمايت مى کند (چند روز بعد از تزريق) و يک هفته بعد از تزريق ايمنى اختصاصى را به وجود مى آورد . استفاده از واکسن در گله هايى که عوارض تنفسى داشته اند و خسارات حاصله را کم مى کند . 
2) واکسن زنده (فعال) : 
از سويه هاى لنتوژن ( و Lasota تهيه مى شود) و مزوژن (Kumarov تهيه مى شود) واکسن زنده تهيه مى شود . در ايران سويه سنتوژن استفاده مى شود . سويه حدت کمترى دارد . رآسيون کمترى در بدن ايجاد مى کند و ايمنى زايى کمترى دارد و لذا در سنين پائين مناسب است و نيز در مواقعى که خطر بيمارى چندانى وجود ندارد استفاده مى شود . سويه Lasota حدت بيشترى دارد و ايمنى بيشترى ميدهد و از آن در سنين بالا استفاده مى شود . 
ايمنى در نيوکاسل 
ايمنى سلولى 3-2 روز بعد از واکسن يا عفونت بوجود آمده و نقش چندانى در پيشگيرى از نيوکاسل ندارد . 
ايمنى هوموردل 7 روز بعد از واکسن يا عفونت شروع شده و با ايجاد پادتن هاى SN و HI بر ضد غشاى ويروس مهمترين نقش را در پيشگيرى از نيوکاسل دارند . 12-8 ماه ايمنى ايجاد مى کنند که از راه زرده به جوجه ميرسد و بسته به ميزان پادتن هاى آن مدت زمان و سير ايمنى جوجه را تعيين مى کند . 
ايمنى موضعى در اثر پادتن هاى موضعى دستگاه تنفس ، اپى تليال ناى و اپى تليوم روده بوجود ميآيد و بهتر از ايمنى خونى يا هومورال بدن را از آلودگى تنفسى و هوايى ايمن مى کند . 
پديدة انترفرانس : اگر رسپتورهاى سلول براى ويروس توسط ويروسى ديگر مثل برونشيت پوشانيده شود ويروس نيوکاسل نمى اتواند روى سلول اثر بگذارد . 
برنامه ريزى واکسيناسيون نيوکاسل 
جوجه اى داريم که اگر ايمن باشد تنها ايمنى مادرى را دارد . در اينصورت تيتر پادتنهاى SN و HI در جوجة يکروزه بدست ميآوريم . هر لوگ پادتن پاسيو 5/4 روز طول مى کشد تا از بين برود و يک جوجه در سنين پائين براى داشتن حداقل مقاومت بايد حداقل 3 لوگ پادتن داشته باشد . 
براى تعيين لوگ پادتن ، چون لوگ پادتنى تقريباً با جوجه چندان تفاوتى ندارد پس آزمايش HI انجام ميدهيم و عيار رسوب گلبول قرمز را در اولين گوده برابر با لوگ پادتن ميگيريم . حال اگر از اين لوگ عدد 3 را کم کنيم و لوگ باقى مانده را در 5/4 ضرب نمائيم عددى بدست ميآيد که نشانگر مدت زمان مجاز براى عقب انداختن واکسيناسيون است . اولين واکسن از نوع خواهد بود . 









تذکر : در 35 روزگى اگر عيار پادتن HI حدود 5/5 باشد واکسن بعدى در 8 هفتگى تکرار مى شود . 
در 12هفتگى اگر عيار پادتن HI در حد 7 باشد واکسن بعدى تا 20هفتگى تکرار نخواهد شد و حذف ميشود. 
الگوى دوم : بدون تيتراسيون و به شرط وجود امکانات تزريق در سنين پائين اين الگو استفاده مى شود . 






نکاتى در مورد واکسيناسيون 
در دورة توليد تخم مرغ (تجارتى و جوجه کشى) بخصوص در گله مادر تيترپادتن HI هميشه بالاى 9-8 بايد باشد تا بدن را ايمن کند در غير اينصورت واکسن Lasota مصرف مى شود . 
تزريق واکسن در سنين پائين زيرجلد ، گردن و در سنين بالا تزريق عضلانى و زير جلدى است . 
واکسنهاى کشته توأم عبارتند از : نيوکاسل + گامبورو + EDS 
در جوجه ها مصرف ندارند و در پاى تخم مصرف مى شود . ( براى صرفه جويى در وقت) 
نيوکاسل +گامبورو + برونشيتIB 
واکسن هاى زنده توأم عبارتند از : + که اصولاً براى بيماريهاى تنفسى ايمنى ضعيفى ايجاد مى کند و سعى بر آن است که همزمان انجام نشوند (پديدة تعارض و حداکثر ايمنى براى يکى از بيماريها) . 
داروهاى فورازوليدون و تتراسايکلين مانع ايجاد پادتن در سطح کافى مى شوند لذا 3-2 روز قبل از واکسيناسيون مصرف نمى شوند . واکسن Lasota از گله واکسينه شده به گله هاى ديگر سرايت مى کند و جوجه ضعيف رآکسيون شديدى مى دهد . 
راههاى مصرف واکسن 
آبهاى سنگين و حاوى مواد معدنى و با PH متغيير و نيز حاوى مواد ضد عفونى واکسن را بى اثر ميکند . 
ميزان آب مصرفى 12-10 ليتر برهر هزار جوجه 10 روزه است که هزار دوز واکسن در آن حل شده است . براى بقاى دوز شير پس چرخ ، شيرچربى گرفته شده ، شيرخشک استفاده مى شود 10 ليتر از آن را در يک بشکه 200 ليترى آب ريخته (يا نيم کيلو در 200ليتر) چربى سطح آب را خارج کرده تا واکسن در چربى حل نشود واکسن را اضافه مى کنيم و در دو نوبت به فاصلة 30-20 دقيقه آب را مى خورانيم . جوجه هاى گردن کلفت در دفعه اول آب را ميخورند . در مرغ بالغ 40 ليتر آب براى هزار مرغ و هزار دوز واکسن لازم است . 
مطمئن ترين و بهترين راه قطره چشمى است که همه جوجه ها واکسينه مى شوند ميزان آب مصرفى 25-20 سى سى براى هزار دوز واکسن است . هر 50قطره يک سى سى است . قطره چشمى غدد هاردلين را که حاوى Bcell هستند تحريک کرده و پادتن هاى موضعى قبل از توليد پادتن خونى ايجاد مى شود درست مثل اسپرى . شايد بهترين راه ايمنى نيوکاسل اسپرى است که 95% جوجه ها واکسينه شده و پادتن هاى عمومى و موضعى (چشم و بينى) براى جلوگيرى از بيماريهاى تنفسى ، گوارشى و عمومى ايجاد مى کند و خطر آن در بيدار کردن باکترى هاى نهفته تنفسى بخصوص در گله هاى گوشتى است که اکثراً بطور مادرزادى به مايکوپلاسما آلوده اند . اسپرى در تخمگذار پرورشى و مادر انجام مى شود و بايد در شب و خاموشى نور و خاموشى هواکش ها انجام شود و جوجه نيز ساکن و محيط بدون گرد و غبار باشد . ميزان آب مصرفى در اسپرى برحسب دستگاه اسپرى ، تراکم و . . . فرق ميکند . 1500-200سى سى براى هزار دوز بکار ميرود . بعد از اسپرى 20 دقيقه صبر مى کنيم تا ويروس روى سر جوجه ها نشسته و بعد هواکش روشن مى شود . 
درمان : 
خارج کردن جوجه هاى مريض ، تراکم کمتر ، تهويه بهتر ، تحريک به اشتها (با افزودن ملاس چغندر به غذا که هم غذا را مرطوب و هم شيرين مى کند) ، واکسن اسپرى در ابتداى بيمارى که 60-50% گله مبتلا نشده اند و علائم کمبود اشتها ، تلفات زياد وجود دارد . 10% دان خورده نمى شود و صداهاى تنفسى شنيده مى شود ، پديدة انترفرانس با برونشيت دارد . براى درمان اولين کار تحريک اشتها به آب و غذا مى باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی کالا